برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٢١ - فصل هشتم در انتقال برهان از علمى به علمى و شمول آن در مورد جزئيات موجود در تحت كليات و همچنين در مورد حدّ
أشبعنا القول فيه.
(٣٠٣) امّا اگر دو علم مورد بحث به طريق ديگرى در موضوع اشتراك داشته باشند، ممكن است در اين قياس مشترك باشند: زيرا هرگاه حد اوسط جنس حد اصغر يا فصل مقوّم اصغر يا چيزى از مقوّمات اصغر باشد، و حد اكبر عارض اين جنس يا آن مقوّم باشد- و اين صورت مأخذ اول از مأخذ برهانيات است- يا حد اوسط عارض ذاتى اصغر باشد و اكبر عارض ذاتى ديگر، يا جنس عارض يا فصل عارض يا امرى مقوم عارض باشد- و اين صورت مأخذ دوّم برهانيات است- و غير از اين دو قسم، مأخذ ديگرى براى برهان نداريم چنانكه قبلا توضيح دادهايم، در هر صورت ما در هر دو علم به يك نظر واحد خواهيم نگريست. و اگر چنين نباشد قياس مشترك بين دو علم قياس برهانى نخواهد بود: بلكه چهبسا نسبت به يكى از دو علم قياس برهانى باشد؛ و نسبت به علم ديگر غير برهانى باشد، يا نسبت به هر دو علم غير برهانى باشد:
زيرا قبلا بيان كرديم كه برهان امكان ندارد جز از طريق دو مأخذ مذكور حاصل شود و سخن را در اين باب به طور كامل ادا كرديم.
(٣٠٤) ثم من المحال أن يتفق فى أحد المأخذين علمان متباينا الموضوع أو متباينا نحو النظر فى الموضوع. و لهذا السبب ليس للمهندس أن يبين هل الأضداد بها علم واحد أولا: فإن الأضداد ليست من جملة موضوعات علمه و لا من العوارض الذاتية له أو لجنسه.
(٣٠٤) محال است كه دو علمى كه از نظر موضوع متباين هستند يا حيثيت نظر در آن دو علم متبايناند در يكى از دو مأخذ مذكور اتفاق داشته باشند. و به همين دليل مثلا شخص هندسى نمىتواند اين مسئله را مطرح كند كه آيا دربارهى اضداد، علم واحدى وجود دارد يا نه؟ زيرا اضداد نه از جملهى موضوعات علم هندسه است و نه از عوارض ذاتى يا جنس موضوع هندسه است.
(٣٠٥) و إذا كان الأمر على ما حققناه فيجب أن نعلم أنه إنما ينقل البرهان من علم أعلى إلى علم تحته كالبراهين الهندسية تستعمل فى المناظر، و العددية تستعمل فى التأليف.