برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١٣٧ - فصل اول در شناخت مبادى برهان و كليت و ضرورت آن
ديگر اگر محمولهاى آنها «ذاتى» باشد- معنى «ذاتى» را بعدا روشن خواهيم كرد- در برهان استعمال مىشوند، منتها هر قسمى نتيجهاى مثل خود توليد مىكند. و فقط از اين جهت صلاحيت دارد در برهان استعمال شود كه صلاحيت دارد [نوعى] يقين توليد كند. و اين نوع ضرورتها از جهتى كه ضرورى هستند محال است تغيير كنند و از اين جهت توليد يقين مىكنند، پس نتيجهى اين ضرورتها نيز محال است تغيير كند.
(١٦٨) و كنا اذا قلنا فى «كتاب القياس» إن كل ج ب بالضرورة، عنينا أن كل ما يوصف بأنه ج- كيف وصف بج- دائما أو بالضرورة، أو وصف به وقتا ما، أو بالوجود الغير الضرورى، فهو موصوف كل وقت و دائما بأنه ب، و إن لم يوصف بأنه ج. و أما فى هذا الكتاب فإنا إذا قلنا كل ج ب بالضرورة، عنينا أن كل ما يوصف بأنه ج بالضرورة فإنه موصوف بأنه ب. لا- بل معنى أعم من هذا و هو أن كل ما يوصف بأنه ج فإنه مادام موصوفا بأنه ج فإنه موصوف بأنه ب، و إن لم يكن مادام موجود الذات، لأن المحمولات الضروريات هاهنا أجناس و فصول و عوارض ذاتية لازمة. و لزوم هذه بالضرورة على هذه الجهة. فإنه ليس إذا وصف شىء بنوع ما يجب أن يوصف بجنسه أو فصله أو حدّه أو لازم له دائما. بل مادام موصوفا بذلك النوع؛ فإذا زال فإن حدّه يزول لا محالة. و كثير من فصوله يزول لا محالة. و أما الجنس فربما زال. مثلا إذا استحال الأبيض فصار مشفّا؛ أو الحلو فصار تفها لا طعم له؛ فزال حينئذ النوع و جنسه، و هو الأبيض و اللون؛ و زال الحلو و الطعم معا. و ربما لم يزل كما إذا استحال الأسود فصار أبيض، بطل حمل النوع و لم يبطل حمل الجنس.
(١٦٨) مقصود ما از اينكه در كتاب «قياس» مىگفتيم: هر «ج» ضرورتا «ب» است، اين بود كه هرآنچه موصوف «ج» باشد- به هر نحو كه به «ج» بودن وصف شود، خواه به طور دائم، يا به نحو ضرورى يا به طور موقت، و خواه به وجود غير ضرورى- به طور دائم موصوف «ب» است، هرچند حتى به «ج» بودن هم متصّف نباشد. اما در اين كتاب وقتى مىگوئيم: هر «ج» ضرورتا «ب» است، تنها اين معنى را در نظر نداريم كه هرآنچه ضرورتا به «ج» وصف شود، پس متصف به «ب» است، بلكه معنايى اعم از اين معنى را در نظر داريم و آن اينكه هر آنچه به «ج» وصف شود، تا زمانى كه به «ج» متصف است به «ب» هم متصف است، هرچند وجود ذات آن شرط نشود، زيرا در اينجا محمولات ضروريات عبارت از اجناس و فصول و عوارض ذاتى لازم است و لزوم اينها از اين جهت ضرورت دارد. زيرا هرگاه چيزى به نوع