برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٩٣ - فصل چهارم در فضيلت بعضى اشكال بر بعضى ديگر، و در اينكه چگونه قياس غلط در اشكال به وجود مىآيد
فصل چهارم در فضيلت بعضى اشكال بر بعضى ديگر، و در اينكه چگونه قياس غلط در اشكال به وجود مىآيد ٣٤٤
(٤٢٧) معلّم اول بيان كرده است كه شكل اوّل از سه جهت صحيحترين اشكال است و نسبت به اشكال ديگر بيشتر توليد يقين مىكند: ٣٤٥ جهت اول اين است كه علوم رياضى در تأليف براهين از اين شكل استفاده مىكند؛ و اغلب تمام علوم هرگاه دربارهى يك مساله برهان لمّ اعطا كنند اين شكل را به كار مىگيرند: به خاطر اينكه حقيقت اين شكل به اين صورت است كه در آن علّت براى حدّ اصغر موجود است و معلول براى آن به وجود مىآيد، زيرا تأليف شكل اوّل چنين است: علت براى حدّ اصغر موجود است، و معلول نيز به تبع علّت براى حدّ اصغر موجود مىشود. اگر قرار باشد كه بيان برهانى به صورت ايجاب كلّى باشد، اين امر جز در شكل اوّل حاصل نمىشود ٣٤٦؛ و اگر بيان برهانى به صورت سلبى باشد، گاهى ممكن است كه با شكل دوّم انجام شود، امّا در شكل دوّم اين نظم به هم مىخورد، ٣٤٧ زيرا حدّ اصغر علت را اعطا كرده و علّت بر آن حمل مىشود، امّا معلول در بودن براى حدّ اصغر تابع علت قرار داده نمىشود، بلكه جابهجا شده و معلول، متبوع و علّت، تابع قرار داده مىشود. بنابراين [در شكل دوّم] علت معلول را به قصد اوّل به دنبال خود نمىكشد، در حالىكه در شكل اول اين امر به قصد اوّل صورت مىگيرد. امّا در شكل سوم نيز علّت براى حدّ اصغر وجود ندارد، ٣٤٨ بلكه حد اصغر علتى را كه معلول تابع آن است به وجود مىآورد؛ بنابراين علت، معلول را به قصد اول به دنبال ندارد. فقط در شكل اول است كه علّت چيزى داده مىشود و به دنبال آن معلول از علت خود تبعيّت مىكند. پس اين شكل در واقع همان است كه بالفعل برهان لمّ است، و اشكال ديگر فقط بالقوّه برهان لمّ هستند. ٣٤٩
(٤٢٨) و الوجه الثانى أن العلم بما هو- و هو الحدّ- إن أمكن أن ينال بقياس فإنما يمكن بهذا الشكل. و سنوضح بعد أنه كيف يمكن ذلك بقياس و كيف لا يمكن. أما أنه لم هو بهذا الشكل فلأنّ الحد موجب كلى، و الشكل الثانى لا ينتج موجبا، و الشكل الثالث لا ينتج كليا.
(٤٢٨) وجه دوم اين است كه اگر علم به «ما هو» كه عبارت از حدّ است از طريق قياس امكان