برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٩٧ - فصل دهم در بيان چگونگى عليت يك مفهوم خاص در انتاج حمل مفهوم عام بر مفهوم اخص، و تبيين فرق بين اجناس و مواد، و فرق بين صور و فصول
الجملة موجودة لا فى موضوع. و تلك الجملة جسم لأنها جوهر له طول و عرض و عمق.
(١١٠) و اگر جسم را به عنوان جوهرى داراى طول و عرض و عمق لحاظ كنيم به نحوى كه متعرّض چيز ديگرى نباشيم، و جسميّت را در جوهرى كه فقط داراى اين ابعاد است منحصر نكنيم، بلكه آن را جوهرى فرض كنيم كه حتى اگر با هزار معنى كه مقوّم خاصيت جوهرى آن باشند و با هر صورتى همراه باشد در عين حال داراى ابعاد فوق است. و لكن همه اين مجموعه بايد داراى ابعاد سهگانهاى كه جسم دارد دارا باشد و بطور كلى هر چيزى بر آن اضافه شود به هر حال خود مجموعه، جوهرى داراى ابعاد سهگانه باشد؛ و اين معانى مجتمع- اگر فى الواقع معانى مجتمعى وجود داشته باشد- در هويت اين جوهر داخل باشند نه اينكه اين جوهر ابتداء با ابعاد سهگانه ماهيت تامّى داشته باشد سپس اين معانى از خارج بر امرى كه ماهيت تام دارد اضافه گردند؛ در اين صورت جسم كه به اين نحو لحاظ شود جنس خواهد بود. جسم به معنى اول- يعنى به اين معنى كه جزء جوهر مركب از جسم و صورت باشد، صورتى كه بعد از جسميّت كه ماده است به آن الحاق مىشود- محمول نيست: زيرا اين مجموعهى مركب، فقط جوهر داراى طول و عرض و عمق نيست. امّا جسم به معنى دوّم بر هر آنچه كه مركب از ماده و صورت است و در آن ابعاد ثلاثه است حمل مىشود، اعم از آنكه آن مركب يكى يا هزار باشد؛ به خاطر اينكه معنى دوّم بر مجموع جسميّت، كه بسان ماده است، و نفس حمل مىشود، زيرا اين مجموع، جوهر است، حتى اگر از اجتماع معانى بسيار حاصل شود باز وجود مجموع آن در موضوع نيست و [جوهر است] و اين مجموع، جسم است زير جوهرى است كه داراى طول و عرض و عمق مىباشد.
(١١١) و كذلك فإن الحيوان إذا أخذ حيوانا بشرط ألا يكون فى حيوانيته إلا جسمية و اغتذاء و حس، كان لا يبعد أن يكون مادة، و أن يكون ما بعد ذلك خارجا عنه؛ فر بما كان مادة للإنسان و موضوعا و صورته النفس الناطقة. و إن أخذ بشرط أن يكون جسما بالمعنى الذى به يكون الجسم جنسا و فى معانى ذلك الجسم على سبيل التجويز الحسّ و غير ذلك من الصور. و لو كان النطق، أو فصلا يقابل النطق- غير متعرض لرفع شىء منها أو وضعه بل مجوزا له وجود أى ذلك كان فى هويته، و لكن هناك معها بالضرورة قوة تغذية و حس و حركة ضرورة، و لا ضرورة فى ألا يكون غيرها أو يكون، كان حيوانا بمعنى الجنس.