برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١١٣ - فصل دوازدهم در مبدأ برهان
كه طبيعت آن را در قصد نظام كل بر سبيل استعاره طلب مىكند، پس اگر معرفت حقيقى را در نظر داشته باشيم، طبيعت جنسى خودبخود شناخته نيست مگر بالقوه: و فقط زمانى بالفعل شناخته مىشود كه توسط عقل ما شناسائى شود؛ و خودبخود بهطور بالقوه معروف است به نحوى كه اراده مىكنيم بالفعل شناخته شود. اين را كه طبيعت جنسى نزد عقل ما شناختهتر است كسى منكر نيست؛ چه طريق برهان از آنچه نزد عقلها شناختهتر است به سوى آنچه نزد طبيعت شناختهتر است سير مىكند، همانطور كه معلم اول در آغاز تعليمات طبيعى خويشى به آن تصريح نموده است و ما آن را پذيرفتهايم و در طبيعيات مورد شرح قرار خواهيم داد. ١٣٨
الفصل الثانى عشر فى مبدأ البرهان (١٣٤) و مبدأ البرهان يقال على وجهين. فيقال مبدأ البرهان بحسب العلم مطلقا، و يقال مبدأ البرهان بحسب علم ما. و مبدأ البرهان بحسب العلم مطلقا هو مقدمة غير ذات وسط على الاطلاق، أى ليس من شأنها أن يتعلق بيان نسبة محمولها إلى موضوعها- كانت إيجابا أو سلبا- بحد أوسط فتكون مقدّمة أخرى أقدم منها و قبلها.
فصل دوازدهم در مبدأ برهان ١٣٩
(١٣٤) مبدأ برهان بر دو وجه گفته مىشود: مبدأ برهان بهحسب مطلق علم ١٤٠، و مبدأ برهان بهحسب علمى خاص ١٤١. و مبدأ برهان بهحسب مطلق علم، عبارت است از مقدمهاى كه بهطور مطلق به حد اوسط نياز ندارد، يعنى شأن آن اين است كه بيان نسبت محمول به موضوع در آن- اعم از آنكه قضيه ايجابى يا سلبى باشد- به حد اوسط نياز ندارد، چه در غير اين صورت لازم مىآيد كه مقدمهى ديگرى قبل از آن و به نحو مقدم بر آن وجود داشته باشد.
(١٣٥) و مبدأ البرهان بحسب علم ما يجوز أن يكون ذا وسط فى نفسه، لكنه يوضع