برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٩٣ - فصل نهم در تحقيق آنچه معلّم اول در معنى توسيط علل آورده، و سير موازى با مذهب او در اين مطلب همراه با توضيح آن
علل مطابق معلول بوده و با آن منعكس خواهند بود، و اين علل اخص، علل آن امر عام خواهند بود. ٦٩٦ و واجب نيست كه مدام بين آن علت خاص و بين آن امر عام ٦٩٧، عام ديگرى وجود داشته باشد، زيرا اين محال است. بلكه بايد در عامّى كه اولا و بدون واسطه براى آن علت ثابت است توقف يابد و اين علل، خاص باشند و آن معلول، عام؛ و بينشان واسطهاى از علل نباشد.
مثال: تمام علتهاى ابر در تكثّف شديد هوا جمع مىشود، و تكثّف شديد هوا علت مطابق ابر مىگردد، اما خود اين تكثّف هوا دو علت دارد: بخار متصاعد و تبرّد هوا. و جايز نيست كه بين اين دو علت و تكثّف هوا سبب عام ديگرى باشد، اگر باشد سرانجام بايد توقف يابد. بنابراين «تبرّد هوا» و «بخار متصاعد» در حدّ ابر اخذ نمىشود؛ و «تكثف هوا» كه علت عالى است در حدّ ابر اخذ مىشود. بنابراين علتى كه چنين باشد- يعنى داخل در حد باشد- منعكس است. ٦٩٨
الفصل التاسع فى تحقيق ما أورده المعلم الأول فى معنى توسيط العلل و محاذاة مذهب كلامه فيه مع الإيضاح (٨٠٦) فلنرجع الآن إلى الوجه الذى يجب أن يفهم عليه كلام المعلّم الأول لئلا تعرض الشكوك فنقول:
فصل نهم در تحقيق آنچه معلّم اول در معنى توسيط علل آورده، و سير موازى با مذهب او در اين مطلب همراه با توضيح آن ٦٩٩
(٨٠٦) اينك وجهى را مطرح مىكنيم كه واجب است كلام معلم اوّل را بر آن وجه فهميد، تا شايد بدين طريق شبهات پيش نيايند، و مىگوييم:
(٨٠٧) يجب أن يفهم كأنه يقول: إنه و إن كان قد يمكن أن يحكم بالحد الأكبر