برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥١٣ - يادداشتها
(٣٢) - شيخ در «نجات» به «فطرت وهم» تصريح كرده است و فرموده است كه تمام آنچه كه فطرت انسان ايجاب مىكند صادق نيست، بلكه ممكن است بسيارى از اين امور، كاذب باشد؛ آنچه كه همواره صادق است ناشى از فطرت عقل است، ولى آنچه كه از فطرت وهم نشأت مىگيرد چهبسا كه كاذب باشد.
در اين خصوص رجوع كنيد به: بو على، النّجات من الغرق فى بحر الضّلالات، ويرايش محمد تقى دانش پژوه، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٦٤، بخش منطق، صفحهى ١١٥، تحت عنوان: «فصل: فى الوهميّات».
بخشى از عبارات شيخ در اين فصل چنين است:
«و ليس كل مّا توجيه فطرة الانسان، بصادق؛ بل، كثير منها كاذب. انّما الصّادق، فطرة القوة التّى تسمّى عقلا؛ و امّا فطرة الوهم بالجملة، فربما كان كاذبا.»
(٣٣) - شيخ تا اينجا ضروريّات را از غير ضروريات جدا كرده و ضروريّات را به دو دسته تقسيم نمود: (١) ضروريات عقلى و (٢) ضروريات وهمى. ضروريّاتى كه مبادى برهان واقع مىشوند، همان ضروريّات عقلىاند.
(٣٤) - شيخ در اين پاراگراف در مورد مشهورات، مانند احكام اخلاقى، بحث مىكند؛ عقيدهى ايشان اين است كه احكامى مانند احكام اخلاقى جزو بديهيّات اوّلى نيستند و عقل انسان آنها را خودبهخود ضرورى تلّقى نمىكند، بنابراين نمىتوان از چنين احكامى به عنوان مبادى اولى در براهين استفاده كرد مگر آنكه شرط صدق آنها رعايت شود؛ و به عبارت ديگر براى اثبات صدق آنها برهان اقامه شود. و وقتى صدق اينگونه احكام با برهان اثبات شد، و اين احكام به عنوان احكام يقينى ثابت و پذيرفته شدند، در اين صورت مىتوان از آنها به عنوان مقدمهى براهين ديگر استفاده كرد.
ظاهرا آنچه كه از بيانات شيخ در اين مورد استفاده مىشود اين است كه وى استفاده از احكام اخلاقى اثبات شده در برهان را مجاز مىداند و در اينجا قايل به خلط بين اعتباريات و حقايق نيست.
(٣٥) - يعنى دليل اينكه مردم به مشهورات اعتقاد دارند اين است كه مردم هنگامى كه اين مشهورات را براى بررسى و امتحان در ذهن خود متمثّل مىكنند از شرايطى كه در پارگراف قبلى گفته شد- كه براى اينكه فقط اصل تصديق مشهور بررسى شود بايد از آن شرايط رعايت شود- رعايت نمىكنند؛ و مثلا امر مشهور را نه از روى فطرت عقل و ضرورت عقل، بلكه از روى تلقينهاى ديگران و امورى مانند حياء و خجالت و غيره مورد تصديق قرار مىدهند. در حالىكه اگر امر مشهور را فقط از جانب عقل صريح بررسى كنند چهبسا كه كذب آن را دريابند.
(٣٦) - اين سخن شيخ محلّ تأمل است كه تمام اوّليات مشهورند! زيرا اى بسا يك قضيهى بديهى و اوّلى كه چون حاوى نكات دقيق است عوام نتوانند آن را درك كنند. امّا مىتوان گفت كه شأن تمام اوّليات اين است كه مشهور باشند، و بين اين سخن و آن سخن شيخ فرق بسيار است.
خواجهى محقق نصير الدّين طوسى در كتاب بىنظير اساس الاقتباس مىنويسد:
«صادق هرچند به حكم اغلب مشهور بود، امّا گاه بود كه به سببى از اسباب چنانك گفته شود مشهور نبود، و نقيضش مشهور بود.» اساس الاقتباس، به تصحيح: مدرس رضوى، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوّم، ١٣٥٥، ص: ٣٤٧.
(٣٧) - يكى از معانى «عين»، «دينار» است.