برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٤٧ - يادداشتها
به همراه مقابل خود با موضوع مساوى باشند. مثلا، «وحدت» به تنهايى با «وجود»- كه موضوع فلسفه است- مساوى است؛ امّا «قوّه» به تنهايى با «وجود» مساوى نيست، بلكه به همراه مقابل خود، يعنى:
«فعل»، با آن مساوى است. هر وجود واحد است؛ امّا، هر وجود يا «بالقوه» است، يا «بالفعل» است.
(٢٣٢) - منظور از ضرورى يا غير ضرورى بودن «اكبر» در اينجا، ضرورى يا غير ضرورى بودن «ثبوت الاكبر للاصغر» (- نتيجهى برهان) است.
(٢٣٣) - حاصل مطالب اين پاراگراف چنين است:
اگر حد اوسط براى حد اصغر (در مقدمهى صغرى) ضرورى نباشد، دو صورت امكان دارد: (١) يا حد اكبر هم براى حد اصغر (در نتيجهى برهان) ضرورى نيست، كه در اين صورت اين برهان نتيجهى يقينى توليد نمىكند و (٢) يا حد اكبر براى حد اصغر (در نتيجهى برهان) ضرورى است؛ اگر چنين باشد معلوم مىشود كه اين ضرورت (يعنى: ضرورت حمل حد اكبر بر حد اصغر در نتيجهى برهان) ناشى از نفس اين برهان نيست بلكه از يك برهان ديگر ناشى شده است؛ زيرا اگر از خود اين برهان ناشى شده باشد، بايد هرگاه علم ما به ثبوت حد اوسط بر حد اصغر در مقدمهى صغرى از بين رود- زيرا گفتيم كه فرض اين است كه حمل حد اوسط بر حد اصغر ضرورى نيست- علم ما به ثبوت حد اكبر بر حد اصغر نيز كه نتيجهى برهان است از بين برود، و حال آنكه اين علم از بين نمىرود زيرا فرض كرديم كه حمل حد اكبر بر حد اصغر ضرورى است.
محتواى اين يادداشت را با محتواى يادداشت شمارهى ٦١ مقايسه كنيد. همچنين به متن مربوط به يادداشت شمارهى ٦١ مراجعه كنيد. يادآورى مىكنيم كه اگر در تعريف برهان گفته شود كه: «برهان قياسى است كه نتيجهى آن يقينى باشد»، مىتوان اين اشكال را كرد كه اين نتيجهى يقينى چهبسا ناشى از يك برهان ديگر باشد نه از برهان مورد بحث.
(٢٣٤) - بنابر تعريف ذاتى در باب برهان، «مشى» (يعنى: راه رفتن) هم براى «حيوان» و هم براى «انسان» عرض ذاتى است؛ زيرا در تعريف «ماشى» گفته مىشود: «ماشى يعنى حيوان راه رونده»، و چون «حيوان» در تعريف آن اخذ مىشود بنابراين «مشى» براى حيوان عرض ذاتى است؛ امّا از آنجا كه حيوان براى انسان جنس است، پس «مشى» براى انسان هم عرض ذاتى است؛ زيرا جنس انسان (يعنى: حيوان) در تعريف «ماشى» اخذ مىشود.
اين مطالب به تفصيل در فصل دوّم از همين مقاله (يعنى: مقالهى دوّم) مورد بحث قرار گرفته است.
(٢٣٥) - به عبارت ديگر، قضيهى وجوديه در حكم قضيهى ضروريه است.
(٢٣٦) - يعنى حد اوسط هم نسبت به حد اصفر و هم نسبت به حد اكبر عرض ذاتى باشد. كيفيّت اين مطلب در يادداشت شمارهى ٢٣٤، پيش از اين، گذشت؛ مثال:
هر انسان ماشى است/ هر ماشى حيوان است- بنابراين، هر انسان حيوان است.
در اين برهان، ماشى (يعنى: راه رونده) حد اوسط؛ و انسان حد اصفر؛ و حيوان حد اكبر است. و همانطور كه در يادداشت ٢٣٤ گفته شد، حد اوسط (يعنى: ماشى) هم نسبت به حد اصغر (يعنى:
انسان) و هم نسبت به حدّ اكبر (يعنى: حيوان) عرض ذاتى است.
(٢٣٧) - اين قياس را در نظر بگيريد: