برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٣٣ - فصل نهم در تحقيق مناسبت مقدمات برهانى و جدلى با مطالب آنها، و در اينكه چگونه دو علم در اعطاى لمّ و انّ اختلاف پيدا مىكنند
ينقل من العلم الأعلى الناظر فى الموجود المطلق بما هو موجود، و ما يعرض له بذاته من جهة ما هو موجود، إلى العلوم الناظرة فى أشياء تحت الموجود، إذا كانت تلك الأشياء من شأنها أن تكون بالقوة و بالفعل كالأمور القابلة للتغير و الحركة. و أما الصورة الهندسية فإنما تؤخذ مجردة عن المواد، و مشارا إليها فى الوهم و العقل بالفعل على أنها أمور موجودة.
(٣٢٥) آنچه در اين مورد به نظر من مىرسد اين است كه اين مقدمه فقط وقتى سودمند است كه به صورت زير اخذ شود: دايره حد وسط اشكال بالقوه بىنهايتى كه در داخل آن و اشكال بالقوه بىنهايتى كه محيط بر آن هستند است. و منظور من از حد وسط آن چيزى است كه از همه اشكال محاط بزرگتر و از همهى اشكال محيط كوچكتر است. و در اينجا ناچار شكل مستقيم الخطوطى مىتوان يافت كه از اشكال درون دايره بزرگتر و از اشكال محيط بر دايره كوچكتر است. پس دايره و اين شكل مستقيم الخطوط مساوىاند. پس اگر اشكال فوق اشكال واقعى فرض شوند، كه در اين صورت مقدار آنها را نمىتوان غير متناهى فرض كرد، لازم نمىآيد كه دايره و شكل مستقيم الخطوط مساوى باشند. مگر اين اشكال بر ترتيب متصل قرار داده شوند و اين هم در مورد اشكال فوق امكان ندارد، زيرا ما هر شكلى را كوچكتر از دايره فرض كنيم شكل ديگرى كه بزرگتر از آن و كوچكتر از دايره باشد وجود خواهد داشت.
بنابراين ما نياز داريم كه اين اشكال را در داخل و خارج دايره به صورت بالقوه و بىنهايت فرض كنيم كه در اين صورت نيز از دو جهت خلل حاصل مىشود: اول، در برهان و دوم، درنتيجه. امّا خلل حاصل در برهان اين است كه برهان از امور بالقوه سخن مىگويد و آن را مقدمه قرار مىدهد: و آنچه بالقوه است از عوارض ذاتى مقادير و اشكال و حتى از عوارض ذاتى جنس كم هم نيست بلكه از تمام اين امور اعم است زيرا از عوارض ذاتى موجود است. و از علم اعلى كه بر موجود مطلق از آن جهت كه موجود مطلق است مىتوان چيزى را كه به اين جهت بر موجود عارض مىشود به علم مادون كه به اشياء تحت وجود مىپردازد منتقل كرد، به شرطى كه اين اشياء شأنيت قوّه و فعل را داشته باشند، مانند امورى كه قابليّت تغيير و حركت را دارند. امّا صورت هندسى به نحو مجرّد از ماده اخذ مىشود و فقط در وهم و عقل مىتوان به وجود آن اشارت كرد.
(٣٢٦) و أما الخلل فى المطلوب فهو شبيه هذا بعينه: لأن ذلك المضلع المتوسط ليس مشارا إليه بالفعل. إنما نشير إليه على أنه موجود بالقوة بين أمور ما بالقوة مجهولة.