برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٣٥٤ - فصل هفتم در اينكه هريك از برهانهاى كلّى و موجبه و مستقيم از برهان مقابل خود افضلاند
اغلب آنها موجبه هستند. مثلا هرگاه بگويى: هر «ج» «ب» است و هيچ «ب» «الف» نيست: و اگر بخواهى حدّى بين «ج» و «ب» قرار دهى ٤٧٢، بدون ترديد بايد دو مقدمهى ايجابى قرار دهى. و اگر خواستى حدى بين «ب» و «الف» قرار دهى ناچار بايد يك مقدمهى موجبه و يك مقدمهى سالبه قرار دهى. بنابراين تمام قياس هرجور كه واسطه قرار دهى- از دو موجبه و يك سالبه تأليف خواهد شد؛ مانند: هر «ج» «ب» است و هر «ب» «د» است و هيچ «د» «الف» نيست. يا هر «ج» «د» است و هر «د» «ب» است و هيچ «ب» «الف» نيست.
(٥٦٢) و كذلك لو ذهبت فى التوسيط إلى المقدمات ألألى، كانت الموجبات تزيد و السّالبة تكون واحدة. فإن لم تكن تتمة القياس بالتّوسيط بل بالتزييد من خارج، فضممت إلى قولك و لا شىء من ب ا قولا سالبا آخر، لم يمكنك أن تأتى بقياس مركب. و لكن تحتاج إلى أن تزيد لا محالة موجبة فتقول و كل د ا حتى ينتج بقياس مركب أن لا شىء من ج د.
(٥٦٢) و همينطور اگر در حد وسط قرار دادن به مقدمات اولى برسيد، همواره مقدمات موجبه افزايش پيدا مىكنند ولى مقدمه سالبه همواره يكى خواهد بود. و اگر قياس را با توسيط تمام نكنيد بلكه با افزودن مقدمهاى از خارج تمام كنيد [تركيب كنيد]، اگر به اين مقدمه كه هيچ «ب» «ا» نيست مقدمهى سالبهى ديگرى اضافه كنيد، بوجود آمدن قياس مركبى امكان نخواهد داشت، لكن ناچار بايد مقدمهى موجبهاى اضافه كنيد و بگوييد: و هر «د» «الف» است تا اين كه قياس مركبى به اين صورت حاصل شود و اين نتيجه را بدهد كه: هيچ «ج» «ب» نيست.
(٥٦٣) فبين إذن الموجبات غالبة فى البراهين السّالبة و أكثر عددا فى القوة من السّالبة.
(٥٦٣) بنابراين در براهين سالبه نيز، مقدمات موجبه غالب است و از نظر عددى از مقدمات سالبه بالقوه بيشتر است.
(٥٦٤) فالموجبات إذن أوجب إحضارا فى الذّهن من السّوالب فى كل قياس، و هى فى أنفسها أفضل. فالمركّب منها و المؤدّى إليها أفضل.
(٥٦٤) پس در هر قياسى مقدمات موجبه بيشتر از مقدمات سالبه به ذهن احضار