برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٨٧ - فصل هشتم در سود بردن از تقسيم كلّ به اجزاء، و اتمام سخن دربارهى حدّ اوسط قرار دادن علل منعكس و غير منعكس، و تحقيق چگونگى آن
معلول با علت تبيين شود و در نتيجه بيان، بيان دورى باشد. زيرا اگر خواستيم مىگوييم ماه منكسف است پس زمين بين آن و خورشيد قرار گرفته است، و اگر خواستيم مىگوييم زمين بين ماه و خورشيد قرار گرفته است پس ماه منكسف است. همينطور مىگوييم: برگهاى اين درخت پهن است بنابراين زود خواهند ريخت، و برگهاى اين درخت زود مىريزند بنابراين پهن هستند. و اين دور صريح است. پاسخ داده مىشود كه نه اين دو بيان، بيان دورى است و نه وجه بيان در اين دو، يكسان است.
(٨٠٠) أما أن البيان ليس فيهما دورا فذلك أنه لا يخلو إما أن يكون الأمران مجهولين فيكون ذلك هو الدور- و لا كلام لنا فى مثله. و إن سبق التوسّط إلى الذهن فعرف بحساب ثم أثبت بتوسيطه الكسوف، لم يكن دورا إلا أن يحاول إثبات التوسط من الكسوف الذى ثبت من المتوسّط، فإن الكسوف مجهول. و إن سبق الكسوف إلى الحس ثم أثبت بتوسيطه التوسط، لم يكن دورا إلا أن يحاول نظير ما ذكرناه. و أما أن كان كسوف ما يدل على توسط ما، و توسط آخر- لا ذلك بعينه- يدل على كسوف آخر- لا ذلك الأول بعينه- فليس هناك كما علمت دور. و إنما يكون البيان فى هذه الأشياء دورا إذا كان مثلا الكسوف مجهولا و يثبت بالتوسط: و هو مجهول إنما يثبت بالكسوف.
(٨٠٠) اما اينكه بيان، بيان دورى نيست به اين خاطر است كه از دو حال خارج نيست يا هر دو امر مجهولاند كه در اين صورت بيان، بيان دورى خواهد بود- و سخن ما در اين مورد نيست. ولى اگر قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد به ذهن سبقت جويد و از اين راه معلوم گردد، سپس از طريق آن، كسوف ثابت شود، اين بيان دور نخواهد بود مگر اينكه شخص بخواهد قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد را از طريق اين كسوفى كه خود توسط قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد اثبات شده است اثبات كند، زيرا كسوف مجهول است. و اگر كسوف حس شود سپس توسط آن قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد اثبات شود باز اين بيان دور نخواهد بود مگر اينكه شخص بخواهد چنان كند كه مذكور شد. و امّا اينكه يك كسوف به يك نوع قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد دلالت كند، و يك قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد ديگر- نه اين قرار گرفتن- به كسوف ديگر دلالت كند- نه عينا به كسوف اوّل- همانطور كه مىدانى «دور» نيست. و بيان در صورتى در اين موارد «دور» است كه مثلا كسوف مجهول باشد و از طريق قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد اثبات شود: و قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد مجهول باشد و آنهم از طريق كسوف اثبات شود.