برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٩٢ - فصل هشتم در سود بردن از تقسيم كلّ به اجزاء، و اتمام سخن دربارهى حدّ اوسط قرار دادن علل منعكس و غير منعكس، و تحقيق چگونگى آن
و إن كانت تجمع علله كلها فى شدة تكثيف الهواء العالى، فتكون مثلا العلة المطابقة للسحاب شدة تكثيف الهواء العالى، فإن لشدة تكثيف الهواء العالى علتين البخار المتصاعد و البرد. و لا يجوز أن يكون بينهما و بين شدة التكثيف سبب عام آخر، و إن كان وقف آخر الأمر. فالبرد و البخار غير مأخوذ فى حد السحاب لذلك. و العلة المكثّفة للهواء العالى مأخوذة فى حد السحاب. فما كان من العلل بهذه الحال- أعنى داخلة فى الحد- فهى منعكسة.
(٨٠٥) كسى نمىتواند بگويد كه سخونت روح سبب هر تب نيست بلكه سبب تب خاصى است، بنابراين صلاحيت ندارد كه در قياسى كه تب را نتيجه دهد حد اوسط واقع شود.
زيرا محصول مقدّمهى كبرى هر تب نيست، بلكه تب خاصّ است. ما وقتى مىگوييم «انسان حيوان است» مقصود ما اين نيست كه انسان هر حيوانى است، بلكه مقصود ما اين است كه انسان حيوان خاصّى است. و در اثبات حيوانيت بر انسان كفايت مىكند كه يك حيوانيتى بر او ثابت شود. امّا در سلب حيوانيت از انسان كفايت نمىكند كه يك حيوانيت خاصى از آن سلب شود، بلكه بايد حيوانيت بهطور مطلق سلب شود. همينطور هريك از انواع متوسط سبب وجود جنسى است كه نوع و اشخاص، تحت آن قرار دارد: و واجب نيست شرط شود كه لازم است علت دائما در براهين، مساوى با معلول باشد، تا اينكه اگر حد اوسط از حد اكبر اخص باشد، برهان، برهان نباشد. بلكه واجب است دانسته شود كه گاهى بعضى از اسباب در حدّ داخل مىشوند كه ناچار مساوىاند- چه ماده باشند چه فاعل- و گاهى بعضى از اسباب از طبيعت شىء اخصّاند و چهبسا اعم باشند. اخصّ در حد داخل نمىشود، زيرا طبيعت شىء از آن جهت كه چنان است كه است متضمن آن نيست تا اينكه وجود اين طبيعت متوقف بر وجود آن سبب باشد. مثلا ابر بودن در وجود خود بر وجود يكى از سببها متوقف نيست. و همينطور وجود تب از جهت طبيعت خود متوقف بر اين نيست كه فقط سخونت روح وجود داشته باشد، بلكه اگر علت ديگرى هم موجود باشد تب به وجود مىآيد. بنابراين هرگاه اسباب اخصّ باشند- با اينكه اسباباند و با اينكه لمّ نتيجه را اعطا مىكنند- اسباب مطلق طبيعت حد اكبر نيستند، و در حدّ داخل نمىشوند. و اين اسباب، ذاتا علت نتيجهاند: و براى حد اكبر، وقتى حدّ اكبر مطلق در نظر گرفته شود و با حد اصغر در نظر گرفته نشود- بالعرض علتاند. ٦٩٤ و ما قبلا بيان كردهايم كه بعضى از حدود وسطى كه علتاند، فقط علت نتيجهاند نه علت حد اكبر، مانند سخونت روح كه علت وجود تب در اين بدن است،- نه علت وجود «مطلق تب». ٦٩٥ بنابراين اگر براى اين علل اخص، امر عامى وجود داشته باشد، اين