برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٩٨ - فصل نهم در تحقيق آنچه معلّم اول در معنى توسيط علل آورده، و سير موازى با مذهب او در اين مطلب همراه با توضيح آن
(٨٠٩) امّا اگر بيان، مثل بيان تبديل نسبت مأخوذ در هندسه به وجهى و در حساب به وجهى نباشد، بلكه مثل بيان مشابهت مأخوذ در رنگ به وجهى و در شكل به وجهى ديگر باشد، در اين صورت ممكن نيست كه حدّ اوسط، در مشابهت مطلوب در دو مساله، واحد باشد مگر به اشتراك اسم: زيرا مشابهت در اين دو فقط از نظر اسم واحد است ولى از نظر حدّ مخالف است:
زيرا حدّ مشابهت در رنگ عبارت است از اشتراك در حس، و حدّ مشابهت در شكل عبارت است از تساوى زوايا و تناسب اضلاع.
(٨١٠) و لو كانت المشابهة لا باشتراك الاسم و لكن بالتشكيك و الاتفاق فى النسبة، لكان الحد الأوسط كذلك: كما يوجد فى المسائل التى مطلوباتها أشياء نسبية مشككة مثل الصّحّى و الطبى و القوة و غير ذلك.
(٨١٠) اما اگر مشابهت مشترك اسمى نبوده و تشكيكى بوده و در نسبت متفق باشد، حد اوسط مىتواند چنين باشد، ٧١٥ همانطور كه در مسائلى كه مطلوب آنها اشيايى است كه نسبت تشكيكى دارند چنين است مانند صحّى و طبّى و قوه و غيره.
(٨١١) فقد بان من هذا حال نسبة الحد الأوسط إلى الحد الأكبر فى مثل هذا الباب. و أما نسبته إلى الحد الأصغر فإنه إنما يكون منعكسا عليه إذا أخذ ما الحد الأوسط و العلة له أوّلا- مثل عرض الورق- فجعل هو الحد الأصغر فقيل: كل شجر عريض الورق.
فأما إن أخذ ما هو له ثانيا، فجعل حدا أصغر مثل شىء من الأنواع تحت الحد الأصغر الأول، لم يجب أن ينعكس ألبتة. مثل التينة و الكرم، فإن انتثار الورق يكون عليها كليا.
(٨١١) بنابراين از اينجا حال نسبت حدّ اوسط به حد اكبر در اين باب روشن شد. امّا نسبت حد اكبر به حد اصغر به اين صورت است كه اگر آنچه حدّ اوسط و علت است اولا براى حدّ اصغر اخذ شود، آن دو برهم منعكس مىشوند- مانند پهن بودن برگ- كه حد اصغر قرار داده مىشود و گفته مىشود: هر درختى برگهايش پهن است. امّا اگر آنچه براى آن ثانيا ثابت است اخذ شود، و حد اصغر به عنوان چيزى از انواع تحت حد اصغر اول اخذ شود، در اين صورت البته واجب نيست كه برهم منعكس باشند. مانند درخت زيتون و درخت انگور، كه ريختن برگ براى آنها كلى است. ٧١٦