برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٥٧ - يادداشتها
(٣٠٣) - اين مطلب در كتاب «جدل» از منطق «شفاء» بحث شده است.
(٣٠٤) - ارسطو در انولوطيقا الاواخر، مقالهى اول، فصل ١٢، ٧٧ ب، ٢٣ گفته است كه «اين گمان كه خطوط موازى همديگر را قطع مىكنند از جهتى يك مسالهى هندسى است و از جهت ديگر يك مسالهى غير هندسى است». ابو على سينا در اين پاراگراف درصدد تبيين اين مساله است كه چگونه يك مساله مىتواند به دو علم تعلّق داشته باشد. خلاصهى بحث وى در اين بند اين است كه اصطلاح «مساله» دو اطلاق دارد: (١) مبادى خاص هر علم را، اگر بديهى و اوّلى نباشند، از آن جهت كه در آن علم سودمند هستند مىتوان مسائل آن علم ناميد و (٢) مطالبى را كه در يك علم خاص اثبات مىشوند نيز مسائل آن علم مىنامند. بنابراين در معنى دوّم، مطالب همان مسائلاند، امّا در معنى اوّل مسائل از مطالب اعمّ هستند. به اين معنا مىتوان مسالهى هندسى را، كه در هندسه اثبات مىشود و در علم مناظر به عنوان مبدأ پذيرفته مىشود، عينا يك مسالهى مربوط به علم مناظر دانست.
(٣٠٥) - منظور همان فقره از انولوطيقا الاواخر ارسطو است كه در يادداشت قبل نقل شد.
(٣٠٦) - «كلّ» و «چهار» و «متفّق» از اصطلاحات علم موسيقى هستند:
محقّق طوسى مىنويسد: «هر دو نغمهاى كه از نظر سنگينى و تيزى مختلف باشد بعد ناميده مىشود، و تفاوت بين نغمهها به وسيلهى تفاوت بين اعداد مورد قياس قرار مىگيرد.» [ر ك: رسالهاى از خواجه نصير الدين طوسى در علم موسيقى، دكتر داود اصفهانيان و دكتر ساسان سپنتا، در نشريه دانشكدهى ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز، شمارهى ٢- ١، بهار و تابستان ١٣٧٠، صص: ٢٣ الى ٤٢.]
تهيهكنندگان مقاله در شرح رسالهى مذكور مىنويسد؛ (ص: ٣٥): «فاصلهى بين دو «نوت» موسيقيائى را در قديم بعد مىگفتهاند كه از تركيب آنها «لحن» حاصل مىشده است ... در قديم به جاى فواصل مطبوع و نامطبوع اصطلاح ملايم و متنافر يا اتفاق و تنافر به كار مىبردهاند.»
و در بيان معنى «الكل» و «بالاربعه- چهار» مىنويسند؛ (صص: ٧- ٣٥): «ذو الكلّ: اين اصطلاح كه در رسالهى خواجه نصير «الذّى بالكل» ذكر شده، در موسيقى امروز ايران همان فاصلهى «هنگام درست» است كه فاصلهى اكتاو باشد در تقسيمبندى جديد موسيقى ايرانى؛ ذو الاربع- اين همان فاصلهاى است كه در اصطلاح موسيقى امروز «چهارم درست» ناميده مىشود. به نظر مىرسد كه گامهاى موسيقى مردم آريايى بر ذو الاربع «تتراكورد» يا فاصلهى چهارم قرار داشته، در گام دستگاه شور (فروشو) نيز اهميّت درجه چهارم بيش از درجه پنجم است، غالبا در خاتمهى دستگاه شور نيز نوازندگان سنّتى با اشاره به درجه چهارم (نوت) به تكنيك يا درجه اول گامaL فرود مىآيند، و اين همان فاصلهى «الذّى بالاربعة» است كه خواجه نصير الدّين ذكر مىكند.»
(٣٠٧) - اين همان فقرهى نقل شده از ارسطو در يادداشت شمارهى ٣٠٤ است.
(٣٠٨) - مقايسه كنيد با: ارسطو، انولوطيقا الاواخر، ٧٧ ب: ٢٧- ٣٣. منظور از مضاعف شدن حدّ اوسط، كه ارسطو در همين فقره و ابو على سينا در اين پاراگراف آن را مطرح مىكند، اين است كه در قياسهاى علوم رياضى به خاطر دقّتهاى فراوان موجود در آنها حدّ اوسط همواره عينا تكرار مىشود. ارسطو اعتقاد دارد كه در استدلالهاى رياضى هرگز به خاطر عدم رعايت تكرار واقعى حدّ اوسط مغالطه