تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١
داود بن ابىيزيد و زيد يمامى و گفتند كه: حديث كرد ما را شهر بن حوشب كه: على عليه السلام در هنگامى كه اراده فرمود كه به سوى كوفه رود، كتابهايى كه نزد آن حضرت بود، و وصيّت نامه را به امّ سلمه سپرد، و چون امام حسن عليه السلام از كوفه برگشت امّ سلمه آنها را به حضرت تسليم نمود.
٧٧٨/ ٤. كلينى- رضى اللَّه عنه- فرموده كه: در نسخه صفوانى چنين است كه: احمد بن محمد، از على بن حكم، از سيف، از ابوبكر، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه:
«على عليه السلام در هنگامى كه اراده فرمود كه به سوى كوفه رود، كتابهايى كه در نزد آن حضرت بود، و وصيّت نامه را به امّ سلمه سپرد. و چون امام حسن عليه السلام از كوفه برگشت، امّ سلمه آنها را به وى تسليم نمود».
٧٧٩/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از حمّاد بن عيسى، از عمرو بن شمر، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود:
«امير المؤمنين عليه السلام امام حسن را وصىّ خود گردانيد، و امام حسين و محمد بن حنفيه و جميع فرزندان و سركردههاى شيعه و اهل بيت خود را بر وصيّتش شاهد گرفت، و كتاب [و] سلاح را تسليم او نمود. پس به پسر خود امام حسن عليه السلام فرمود كه:
اى فرزند دلبند من، رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا امر فرمود كه تو را وصىّ خود گردانم، و كتابها و سلاحى را كه نزد من است به تو تسليم نمايم؛ چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا وصىّ خود گردانيد، و كتابها و سلاحى را كه نزد او بود به من تسليم فرمود، و مرا امر فرمود كه تو را امر كنم كه چون تو را مرگ در رسد، اين را به برادرت حسين عليه السلام تسليم نمايى. پس رو به پسرش امام حسين عليه السلام آورد و فرمود كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را امر فرموده كه اين را به پسرت، همين كه در اينجا است، تسليم نمايى.
بعد از آن، دست فرزندِ فرزند خويش، حضرت على بن الحسين را گرفت و به على بن الحسين عليه السلام فرمود كه: اى فرزند عزيز من، رسول خدا تو را امر فرموده كه اين را به پسرت محمد بن على تسليم نمايى، و او را از جانب رسول خدا و از من سلام برسان. پس رو كرد به پسرش حضرت امام حسن و فرمود كه: اى فرزند گرامى من، تويى صاحب امر امامت و خلافت و صاحب اختيار خون من، اگر عفو كنى اختيار با تو است، و اگر بكشى او را، يك ضربت به يك ضربت كه به من زده (يا يك ضربت به جاى يك ضربت است) و گناهكار مشو».