تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧١
و رستگارى يافتى به عطاى آن، و سابقههاى آن را ضبط كردى و فضايل آن را با خود بردى، حجّت تيز تو به كندى مبدّل نشد، و دل تو مايل به سوى باطل نگرديد، و بينايى تو ضعف به هم نرسانيد، و بىدلى در نفس تو راه نيافت و بر رو نيفتادى، و مانند كوه بودى كه بادهاى تند آن را به جنبش در نتواند آورد.
و بودى چنانچه پيغمبر صلى الله عليه و آله در حقّ تو فرمود. كه مردم در صحبت تو و آنچه از دست تو مىآيد ايمن بودند، و بودى چنانچه فرمود. كه ضعيف بودى در بدن خود و قوى در امر خدا، و متواضع در نفس خويش و صاحب عظمت در نزد خدا، و بزرگ در زمين و صاحب جلالت در نزد مؤمنين. كسى را در تو راه عيبى نبود، و گوينده را در تو طعنى نه، و كسى را در تو اميدوارى نبود، و كسى را نزد تو ميل و جانبدارى نه.
ضعيف و ذليل در نزد تو قوى و عزيز بود، تا آنكه حقّ او را از برايش مىگرفتى و قوىّ عزيز در نزد تو ضعيف و ذليل بود، تا آنكه حقّ را از او مىگرفتى. و در اين باب خويش و بيگانه در نزد تو برابر بودند، شغل تو حقّ و راستى و مدارايى بود و گفتار تو لازم و استوار. و كار تو بردبارى و هوشيارى و ديد تو دانش و عزيمت. در آنچه كردى و به يارى تو راه راست ظاهر شد و مردم در آن سلوك نمودند و كار دشوار آسان گرديد و به واسطه تو آتشهاى فتنه فرو نشانيده شد و به همّت تو دين اسلام راست ايستاد و اسلام و مؤمنان به سبب تو قوى شدند. و هر كسى را كه در هر خوبى پيشى گرفتى، پيشى گرفتنى دور و در رنج انداختى آنان را كه بعد از تواند، رنجى سخت پس تو از آن بزرگترى كه گريه تو را تدارك تواند نمود. و بزرگ شد مصيبت تو در آسمان و مصيبت تو مردم را در هم شكست و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.
راضى شديم از خدا و پسنديديم قضاى او را و تسليم كرديم از براى خدا امر او را.
پس به خدا سوگند كه هرگز مصيبتى مانند مصيبت تو به مسلمانان نخواهد رسيد. بودى از براى مؤمنان پناه و حصار و سر كوه استوار و بر كافران درشتى و خشم. پس خدا تو را به پيغمبر خود ملحق گرداند و ما را از مزد مصيبت تو محروم نسازد، و بعد از تو ما را گمراه نگرداند. و آن قوم همه خاموش بودند تا آنكه سخنش تمام شد و خود گريست و اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله گريستند. پس او را طلب كردند و نيافتند.
١٢٣٧/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از صفوان جمّال كه گفت: من و عامر و عبداللَّه بن جُذاعه ازدى در خدمت امام جعفر صادق عليه السلام