تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤٣
دامن ابوطالب است.
و در روايت ابن فضّال، اين زيادتى نيز هست كه: «و فاطمه دختر اسد» (يعنى: مادر امير المؤمنين عليه السلام).
١٢١٣/ ٢٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن ابى عمير، از جميل بن درّاج، از زرارة بن اعين، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «عبدالمطّلب، محشور مىشود تنها در روز قيامت، در حالى كه نشانه و علامت پيغمبران و هيبت و مهابت پادشاهان در او ظاهر و هويدا است».
١٢١٤/ ٢٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از عبداللَّه بن عبدالرّحمان اصّم، از هيثم بن واقد، از مُقَرّن، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه عبدالمطّلب، اوّل كسى بود كه به بدا قائل و معتقد شد، و در روز قيامت مبعوث مىشود يك گروه (يعنى: جامع كمالات و فضايلى چند كه يافت نشود مگر در اشخاص بسيار كه هر خصلت نيكى كه در گروهى باشد به طريق تفرّق و انتشار در او جمع باشد. آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى).
و بر اوست زيبايى و زينت پادشاهان و نشانه پيغمبران».
١٢١٥/ ٢٤. بعضى از اصحاب ما روايت كرده است، از ابن جمهور، از پدرش، از ابن محبوب، از ابن رئاب، از عبدالرّحمان بن حجّاج؛
و از محمد بن سنان، از مفضّل بن عمر هر دو از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود:
«عبدالمطّلب در روز قيامت برانگيخته مىشود يك گروه، كه بر اوست زينت پادشاهان و علامت پيغمبران» (و اين مرتبه و جاه به جهت آن است كه او، اوّل كسى است كه به بدا قائل شد).
و فرمود كه: «عبدالمطّلب رسول خدا را با ساربانان خويش فرستاده بود در طلب و جمعآورى شتران خويش كه پراكنده شده بودند و در صحرا گريخته بودند، پس آنها را جمعآورى فرمود و به اين سبب طول كشيد، و وقت آمدنش در نزد عبدالمطّلب گذشت.
عبدالمطّلب آمد و حلقه درِ خانه كعبه را گرفت و شروع كرد كه مىگفت: اى پروردگار من، آيا آل و خاصّه خود را هلاك مىگردانى؟ اگر چنين كنى امرى از براى تو ظاهر شده و در رأيت بدا به هم رسيده. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و شتران را آورد و عبدالمطّلب در هر كوچه و در هر محلّه، يا در هر راه و درّهاى كسى را در جستجوى آن حضرت فرستاده بود، و شروع كرد به