تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٥
پناه بريم و مردم به كه پناه برند بعد از تو؟ پدرم فرمود: «به سوى صاحب دو جامه زرد و صاحب دو گيسو، يا كاكل و او در اين ساعت بر تو طالع مىشود، و بر مىآيد از اين در و در را به هر دو دست مىگشايد». پس درنگ نكرديم كه كفهاى دستى از براى ما پيدا شد و درها را گرفت و آنها را گشود. بعد از آن حضرت امام موسى كاظم عليه السلام بر ما داخل شد.
٨٠٦/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى نجران، از صفوان جمّال، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: منصور بن حازم به آن حضرت عرض كرد كه: پدر و مادرم فداى تو باد، نفوس در معرض زوال است و اجل آنها در صبح و شام مىرسد و به مرگ بسيار نزديك است. پس هرگاه اين امر (كه عبارت است از رحلت) واقع شود، كى امام خواهد بود؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «چون اين امر واقع شود، همين امام شما است» و حضرت، دست خويش را بر دوش راست امام موسى كاظم زد. در آنچه من مىدانم، آن حضرت در آن روز، كودك پنج ساله (يا قامت مباركش، پنج شبر بود) و عبداللَّه پسر امام جعفر با ما نشسته بود.
٨٠٧/ ٧. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از عبدالرّحمان بن ابى نجران، از عيسى بن عبداللَّه بن محمد بن عمر بن على بن ابىطالب عليه السلام از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: هرگاه حادثهاى واقع شود- و خدا آن را به من ننمايد- به كه اقتدا كنم؟ راوى مىگويد كه: حضرت اشاره فرمود به سوى پسرش حضرت موسى. عرض كردم كه: اگر حادثه به امام موسى رخ نمايد به كه اقتدا كنم؟ فرمود: «به فرزند او».
عرض كردم كه: اگر به فرزند آن حضرت، امرى روى دهد و برادرى بزرگ و پسر كوچكى را وا گذارد، به كه اقتدا كنم؟ فرمود: «به فرزند او». پس فرمود كه: «هميشه چنين است». عرض كردم كه: اگر امام را نشناسم و مكان او را ندانم؟ فرمود كه: «مىگويى: خداوندا، به درستى كه من دوست مىدارم آنكه را كه باقى مانده از حجّتهاى تو از فرزند امامى كه در گذشته؛ زيرا كه همين تو را كفايت مىكند. انشاءاللَّه».
٨٠٨/ ٨. احمد بن مهران، از محمد بن على، از عبداللَّه قَلّاء، از مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام، امام موسى كاظم عليه السلام را ياد فرمود و آن حضرت در آن روز كودكى بود. پس فرمود كه: «اين، مولودى است كه در ميان ما فرزندى زاده نشد كه