تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٨٧
٩١٧/ ٢٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از ابن ابى عُمير، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «قائم عليه السلام قيام خواهد نمود در حالى كه از براى كسى در گردن او پيمان و متاركه و صلح و بيعتى نخواهد بود».
٩١٨/ ٢٨. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از حسن بن على عطار، از جعفر بن محمد، از منصور، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: چون صبح و شام كنم؟ و امامى را كه به او اقتدا كنم نبينم، چه كنم؟ فرمود كه: «چون چنين باشد، دوست دار آن كسى را كه دوست مىداشتى، و دشمن دار آن كسى را كه دشمن مىداشتى، تا آنكه خداى عزّوجلّ امام را آشكار كند».
٩١٩/ ٢٩. حسين بن احمد، از احمد بن هلال روايت كرده است كه گفت: حديث كرد ما را عثمان بن عيسى، از خالد بن نَجيح، از زرارة بن اعين كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «آن پسر را از غيبت چاره نيست». عرض كردم: چرا بايد كه غائب شود؟ فرمود كه:
«مىترسد». و به دست خويش اشاره به شكمش فرمود. «و اوست كه انتظارش مىبرند، و او همان است كه مردم در ولادتش شك مىكنند. پس از جمله ايشان كسانى هستند كه مىگويند:
در شكم مادر است. و (بنا بر بعضى از نُسخ كافى، بىنام شده است، و اول ظاهرتر است). و بعضى از ايشان، كسانى هستند كه مىگويند: پدرش مُرد و فرزندى نگذاشت، و برخى از ايشان كسانى هستند كه مىگويند: دو سال پيش از وفات پدرش، متولّد شد».
زراره مىگويد كه: عرض كردم: مرا به چه چيز امر مىفرمايى اگر آن زمان را دريابم؟
فرمود كه: «خدا را به اين دعا بخوان: اللّهمّ عرِّفنى نفسك فإنّك إن لمْ تُعرِّفنى نفسَك، لم أعرِفك؛ اللّهمّ عرِّفنى نَبيك؛ فإنّكَ إن لمْ تُعرِّفنى نَبيك، لم أعرفه قطّ؛ اللّهمّ عرِّفنى حُجّتَك، فإنّك إن لمْ تُعرِّفنى حُجّتَك، ضللتُ عن دينى.
و احمد بن هلال گفت كه: اين حديث و دعا را مدّت پنجاه و شش سال است كه شنيدهام (و همين حديث با سند ديگر با ترجمه دعا در همين باب مذكور شد با اختلافى كمى در الفاظ حديث و دعا).
٩٢٠/ ٣٠. ابو على اشعرى، از محمد بن حسّان، از محمد بن على، از عبداللَّه بن قاسم، از مفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «فَإِذا نُقِرَ