تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٣١
رهگذريان ايشان كه در ميان ايشان به طريقى كه در كتاب خدا و سنّت پيغمبر است، تقسيم مىشود؛ آنچه در عرض سال، به آن بىنياز باشند و احتياج نداشته باشند، و اگر از ايشان چيزى زياد باشد، آن زيادتى مال والى امام است و اگر ناتوان باشد (يا از قدر بىنيازى ايشان كم آيد، بر والى واجب است كه از پيش خود، بر ايشان انفاق كند؛ به قدر آنچه به آن بىنياز شوند. و جز اين نيست كه بر او واجب گرديده كه متحمّل اخراجات ايشان شود و به كارگزارى ايشان قيام نمايد؛ زيرا كه آنچه از ايشان زياد مىآيد، مال اوست. و جز اين نيست كه خدا همين خمس را بخصوص از براى ايشان قرار داده نه از براى بيچارگان از ساير مردمان، و رهگذرى ايشان، تا آنكه عوض باشد از براى ايشان از زكاتهاى مردمان، به جهت دور كردن از صفت زشت، كه خدا ايشان را از آن دور فرموده به جهت خويشى ايشان با رسول خدا صلى الله عليه و آله و نوازشى از جانب خدا كه ايشان را از چركهاى دست مردم دور گردانيده.
پس از براى ايشان بخصوص از نزد خود چيزى قرار داده كه ايشان را به سبب آن بىنياز گرداند، از آن كه ايشان را در موضع خوارى و درويشى قرار دهد. و باكى نيست به صدقات بعضى از ايشان بر بعضى. و اين گروه كه خدا خمس را از براى ايشان قرار داده، خويشان پيغمبراند كه خدا ايشان را ذكر فرموده و فرموده است كه: «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»[١] (يعنى:
و بترسان خويشان نزديك خويش را) و ايشان خود پسران عبدالمطّلباند خواه پسران ايشان باشد و خواه دختر و كسى از اهل خانههاى قريش و از عرب در ايشان داخل نيست، و هيچيك از مواليان و آزاد شدگان ايشان، در باب اين خمس در ايشان داخل نيست، و از ايشان محسوب نمىشود و صدقات و زكات مردم از براى مواليان بنىهاشم حلال است، و ايشان و ساير مردمان برابرند. و هر كه مادرش از بنىهاشم و پدرش از ساير قريش غير از بنىهاشم باشد، صدقات مردم از برايش حلال است و از خمس چيزى از براى او نيست؛ زيرا كه خدا مىفرمايد: «ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ»[٢] (يعنى: بخوانيد و نسبت دهيد فرزندان را به سوى پدران ايشان) و مال برگزيده از براى امام است و از براى اوست كه برگزيده اين مالها را فرا گيرد، چون كنيز خوشگل و اسب خوشرفتار و جامه و مايحتاج خانه، به آنچه دوست دارد، يا خواهش آن به هم رساند، و همه اينها براى اوست، پيش از قسمت و پيش از بيرون كردن
[١]. شعرا، ٢١٤.
[٢]. احزاب، ٥.