تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩١
عرض كردم كه قول آن جناب: «لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً»[١]؟ حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را خواند به سوى ولايت على عليه السلام، پس قريش به نزد آن حضرت جمع شدند و گفتند: يا محمد، ما را از اين امر معاف دار. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: اين امر به سوى خدا مفوّض است، و اختيار آن، با من نيست. پس آن حضرت را متّهم ساختند و از نزد او بيرون رفتند، و خدا اين آيه را فرو فرستاد كه: «قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ» ان عصيته «أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً* إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ»[٢] فى على. (و در قرآن إِنْ عَصَيْتُهُ مذكور نيست)، يعنى: بگو: به درستى كه من مالك نيستم از براى شما دفع ضررى و نه رسانيدن خير و صلاحى. بگو: به درستى كه هرگز زينهار ندهد مرا هيچكس و در پناه خود نگيرد از عذاب خدا اگر او را نافرمانى كنم، و نيابم هرگز به غير از آن جناب پناهى را كه روى به آن آورم، و به واسطه آن از آن بليّه نجات يابم، مگر رسانيدنى كه از جانب خدا باشد، و مگر پيغامهاى او و اداى آنچه به من ارسال فرموده». و حضرت فرمود: «يعنى: در باب على».
عرض كردم كه اين تنزيل است؟ فرمود: «آرى». بعد از آن، به جهت استوار ساختن اين مطلب فرمود كه: « «وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» في ولاية عليّ «فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً»[٣]، يعنى: و آنان كه نافرمانى كنند خدا و فرستاده او را [در باب ولايت على]، پس به درستى كه از براى ايشان است آتش دوزخ، در حالتى كه جاويد باشند» (كه آن در آناند هميشه).
عرض كردم: «حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً»[٤]؟ يعنى: «تا وقتى كه ببينند آنچه را كه وعده داده مىشوند (كه آن واقعه بدر است و مغلوب شدن ايشان) و حضرت فرمود كه: «مقصود از اين، حضرت قائم عليه السلام است و ياوران او». پس، به زودى خواهند دانست كه كى ضعيفتر است از روى يار و مددكار و كمتر است از روى شما».
و عرض كردم: «وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ»[٥]؟ (و در قرآن وَ اصْبِرْ به واو است)، يعنى: «و صبر و شكيبايى نما بر آنچه مىگويند». و حضرت فرمود: «بر آنچه مىگويند در حق تو.
«وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا»[٦]، يعنى: «و دورى بجو از ايشان؛ دورى جستنى نيكو». «وَ ذَرْنِي»، يعنى: «وا بگذار مرا اى محمد»، «وَ الْمُكَذِّبِينَ»، يعنى: «با جماعت تكذيب كنندگان». و
[١]. جن، ٢١.
[٢]. جن، ٢١- ٢٣.
[٣]. جن، ٢٣.
[٤]. جن، ٢٤.
[٥]. مزّمّل، ١٠.
[٦]. مزّمّل، ١٠.