تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٩
خدا ايشان را دستورى داده و آنان كه گفتار درست مىگويند».
عرض كردم كه: چه مىگوييد چون سخن گوييد؟ فرمود كه: «پروردگار خود را به بزرگى ياد مىنماييم، و بر پيغمبر خود صلوات مىفرستيم، و شيعيان خود را شفاعت مىكنيم، و پروردگار ما ما را رد نمىكند، و شفاعت و درخواست ما را در حق ايشان قبول مىفرمايد».
عرض كردم: «كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ»[١]؟ فرمود كه: «ايشان آنانند كه در حق ائمه نابكار شدند و بر ايشان ستم كردند و از حد در گذشتند».
عرض كردم: «ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ»[٢]؟ يعنى: «پس گفته مىشود كه اين است آنكه بوديد در دنيا كه به او تكذيب مىكرديد». فرمود كه: «مقصود از آن، امير المؤمنين عليه السلام است».
عرض كردم كه: اين تنزيل است؟ فرمود: «آرى».
١١٧٩/ ٩٢. محمد بن يحيى، از سَلمة بن خطّاب، از حسين بن عبدالرحمان، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً»[٣]، آن حضرت فرمود: «مقصود از ذكر، ولايت امير المؤمنين عليه السلام است».
عرض كردم: «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى»[٤]؟ فرمود: «يعنى: چشمش كور است در آخرت و دلش نابينا است در دنيا از ولايت امير المؤمنين عليه السلام». و فرمود كه: «آن كس در روز قيامت سرگردان است، مىگويد: «لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً»[٥]» (و پيش از «حَشَرْتَنِي» در قرآن قال رب نيز مذكور است كه در حديث نيست).
«قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها»؟ فرمود كه: «آيات، ائمه عليهم السلام اند». «فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى»[٦]. «يعنى: و واگذاشتى آن آيات را، و همچنين امروز وا گذاشته مىشوى در آتش دوزخ؛ چنانچه ائمه عليهم السلام را وا گذاشتى، پس فرمان ايشان را اطاعت نكردى و سخن ايشان را نشنيدى».
[١]. مطففين، ٧.
[٢]. مطففين، ١٧.
[٣]. طه، ١٢٤.
[٤]. طه، ١٢٤.
[٥]. طه، ١٢٥.
[٦]. طه، ١٢٦.