تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٣١
از نماز فارغ مىشود و آنچه براى اصحابش ذكر كردهام براى او نيز ذكر مىكنم. پس شتاب كرد و از نماز فارغ شد و به جانب من التفات نمود و گفت كه: «اى مرد، از خدا بترس و اهل بيت محمد را گول مزن؛ زيرا كه ايشان تازه عهداند از دولت بنىمروان و در اين نزديكى از دست بنىمروان خلاص شدهاند، و همه ايشان فقير و محتاجاند». من گفتم: خدا تو را به اصلاح آورد، مراد تو از اين سخن چيست؟ ابن مهاجر مىگويد كه: جعفر سر خود را نزديك من آورد و مرا به همه آنچه در ميان من و تو گذشته بود، خبر داد تا آنكه گويا كه او سيم ما بوده.
محمد مىگويد كه: ابو جعفر گفت كه: اى پسر مهاجر، بدان كه هيچ اهل بيت نبوّت و پيغمبرى نيستند، مگر آنكه در ميان ايشان محدّثى هست كه فرشته او را خبر مىدهد، و جعفر بن محمد امروز محدّث ما است. محمد مىگويد كه: همين دلالت، سبب اعتقاد ما به اين اعتقاد گرديد و ما به اين گفتار قائل شديم.
١٢٨٧/ ٧. سعد بن عبداللَّه و عبداللَّه بن جعفر هر دو روايت كردهاند، از ابراهيم بن مهزيار، از برادرش على بن مهزيار، از حسين بن سعيد، از محمد بن سنان، از ابن مُسكان، از ابوبصير كه گفت: روح مطهر ابو عبداللَّه، حضرت جعفر بن محمد عليه السلام، قبض شد و آن حضرت شصت و پنج ساله بود و در سال صد و چهل و هشتم از هجرت، و بعد از امام محمد باقر عليه السلام سى و چهار سال زنده بود.
١٢٨٨/ ٨. سعد بن عبداللَّه، از ابو جعفر، از محمد بن عمرو بن سعيد، از يونس بن يعقوب، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «من پدرم را كفن كردم در دو جامه شَطَوى[١] (يعنى: در دو جامه مصرى) كه در آنها احرام مىبست و در پيراهنى از پيراهنهاى آن حضرت و در عمامهاى كه از حضرت على بن الحسين عليه السلام بود و در بُرد يمانى كه آن را به چهل دينار شرعى خريده بود».
١٢٠. باب در بيان مولد ابوالحسن حضرت امام موسى كاظم عليه السلام
امام موسى كاظم عليه السلام متولّد شد در منزل ابواء در سال صد و بيست و هشتم از هجرت. و بعضى گفتهاند در سال صد و بيست و نهم، و قبض روح مطهّر آن حضرت عليه السلام شد در وقتى كه شش شب از ماه رجب گذشته بود از سال صد و
[١]. و شَطا، دهى است در ناحيه مصر كه جامه را به آن نسبت مىدهند.( مترجم)