تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٣٣
از روزى گشاده خويش بر او وسعت دهم.
و چون آواز منادى تمام شود، امام او را جواب دهد، در حالى كه دستهاى خود را بر زمين گذاشته و سرش را به جانب آسمان بلند ساخته، مىگويد: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»[١]».
و حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «چون امام مولود، اين را بگويد، خدا علم اوّل و علم آخر را به او عطا فرمايد. و سزاوار آن شود كه روح او را در شب قدر زيارت كند». عرض كردم كه:
فداى تو گردم، آيا روح، جبرئيل نيست؟ فرمود كه: «روح از جبرئيل بزرگتر است. به درستى كه جبرئيل، از فرشتگان است و روح، آفريدهاى است بزرگتر از همه فرشتگان عليهم السلام. آيا خداى تبارك و تعالى نمىفرمايد: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ»[٢]» (و ترجمه آيه و وجه دلالت آن بر مقصود مذكور شد).
محمد بن يحيى و احمد بن محمد، از محمد بن حسين، از احمد بن حسن، از مختار بن زياد، از محمد بن سليمان، از پدرش، از ابو بصير مثل اين را روايت كردهاند.
١٠٠٧/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از موسى بن سعدان، از عبداللَّه بن قاسم، از حسن بن راشد روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه چون خداى تبارك و تعالى خواهد كه امام را خلق كند، فرشتهاى را امر كند كه شربتى از آب زير عرش را فرا گيرد و آن را به پدر امام بنوشاند، پس امام از اين آب خلق شود، و چهل شبانه روز در شكم مادرش بماند كه آواز را نشنود. بعد از آن، سخن را بشنود و بفهمد، و چون متولّد شود، خدا آن فرشته را بفرستد كه در ميان دو چشم او را بنويسد كه: «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»[٣]. و چون امامى كه پيش از او بوده از دنيا در گذرد، منادى از نور براى اين امام بلند شود كه به واسطه آن كردارهاى همه خلائق را ببيند، و خدا به همين، حجّت را بر خلق خود تمام مىكند».
١٠٠٨/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حديد، از منصور از يونس بن
[١]. آل عمران، ١٨. يعنى: گواهى داد خدا به نصب دلايل واضحه به اينكه هيچ معبودى سزاوار پرستش نيست، مگر آن جناب و همه فرشتگان و صاحب علم نيز شهادت دادند در حالتى كه او سبحانه، بر پا است به عدل در همه گفتار و كردار. نيست خدايى مگر او كه خدايى است غالب بر جميع ممكنات و محكم كار در هر چه كند و فرمايد( مترجم)
[٢]. قدر، ٤.
[٣]. انعام، ١١٥.