تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٩
٧٨. باب در بيان نهى از اسم و نام بردن آن حضرت عليه السلام[١]
٨٨٤/ ١. على بن محمد، از آنكه او را ذكر كرده، از محمد بن احمد علوى، از داود بن قاسم جعفرى روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام على نقى عليه السلام كه مىفرمود: تا آخر آنچه در باب اشاره و نصّ بر امام حسن عسكرى عليه السلام گذشت.
(حديث چنين است: از ابوالحسن امام عسكرى عليه السلام شنيدم كه مىفرمود: «خلَف پس از من، حسن است. پس چگونه است برايتان خلف پس از خلف؟» پس عرض كردم: چرا، خداوند مرا فدايت گرداند. فرمود: «شما شخص او را نمىبينيد، و برايتان جايز نيست ياد كردن اسم او». عرض كردم: پس چگونه ياد كنيم او را؟ پس فرمود: «بگوييد: حجت از آل محمد- صلوات اللَّه عليه و سلامه-»).[٢]
٨٨٥/ ٢. على بن محمد، از ابوعبداللَّه صالحى روايت كرده است كه گفت: اصحاب ما بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السلام از من سؤال كردند كه سؤال كنم از اسم و مكان حضرت صاحب الزمان- صلوات اللَّه و سلامه عليه- پس جواب بيرون آمد كه: «اگر ايشان را دلالت كنى بر اسم، آن را فاش مىكنند، و اگر مكان را بشناسند بر او دلالت مىنمايند».
٨٨٦/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از جعفر بن محمد، از ابن فَضّال، از رَيّان بن صلت كه گفت: شنيدم از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام كه مىفرمود، در حالى كه از قائم عليه السلام سؤال شده بود كه: «تن آن حضرت ديده نمىشود، و نامش را نبايد برد».
٨٨٧/ ٤. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از حسن بن محبوب، از ابن رئاب، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه: «صاحب اين امر را به نامش مذكور نمىكند مگر كافر».
٧٩. باب نادرى در بيان حال غيبت قائم- صلوات اللَّه عليه-
٨٨٨/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از محمد بن خالد، از آنكه او را حديث كرد، از مفضّل؛ باب نادرى در بيان حال غيبت قائم
[١]. ظاهر عنوان اين است كه كلينى- رضى اللَّه- چون صدوق- رحمه اللَّه- به حرمت تصريح به اسم آن حضرت- صلوات اللَّه عليه- قائل باشد و از حديث دويم اين باب و از حديث اول و دويم باب سابق، ظاهر مىشود كه منع از نام بردن آن حضرت عليه السلام و حرمت آن، مخصوص زمان غيبت صغرى است، يا هر جا كه خوف و تقيّه باشد، و بدون آن، ضررى ندارد و فقير، اين مطلب را در رساله على حده تحقيق نمود.( مترجم)
[٢]. از حديث« چنين است» تا پايان حديث، در ترجمه مترجم نيست.