تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٤١
از پايين آن آفريد. پس به جهت اين خويشى و نزديكى در ميان ما و ايشان، به سوى ما ميل دارند».
١٠١٥/ ٢. احمد بن محمد، از محمد بن حسن، از محمد بن عيسى بن عُبيد، از محمد بن شعيب، از عمران بن اسحاق زعفرانى، از محمد بن مروان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «خدا ما را از نور عظمت خويش آفريد. بعد از آن، خلق ما را نگاشت از طينت و سرشت مخزونِ مكنون از زير عرش، و آن نور را در آن ساكن گردانيد. پس ما مخلوق و بشرى بوديم نورانى (بنابر بعضى از نُسَخ كافى، ما چنين بوديم در حالى كه مخلوق و بشر، يا روح و جسدى نورانى بوديم)، و خدا براى هيچكس در مثل آنچه ما از آن خلق شديم، بهره قرار نداد و ارواح شيعيان ما را از سرشت ما خلق فرمود، و تنهاى ايشان را از سرشت مَخزونِ مكنون كه از اين سرشت پايينتر بود. و خدا براى كسى در مثل آنچه ايشان را از آن خلق فرمود، بهرهاى قرار نداد، مگر از براى پيغمبران، و براى اين، ما و ايشان مردمان شديم، و سائر مردمان (كه به صورت ناساند و در حقيقت، نسناس خر مگسى چندند) كه براى آتش جهنم خلق شدهاند و به سوى آتش جهنم باز خواهند گرديد».
١٠١٦/ ٣. على بن ابراهيم روايت كرده است، از على بن حَسّان و محمد بن يحيى، از سَلَمة بن خطّاب و غير او، از على بن حسّان، از على بن عطيه، از على بن رئاب كه آن را مرفوع ساخته به سوى امير المؤمنين عليه السلام و گفت كه: امير المؤمنين عليه السلام فرمود: «به درستى كه خدا را نهرى است در زير عرش او، و در زيرِ نهرى كه در زير عرش اوست، نورى است كه آن نهر را منور و روشن گردانيده، و در دو كنار آن نهر، دو روح است كه آنها را آفريده: يكى روح القدس و يكى روحى كه از امر و فرمان خداست. و خداى عزّوجلّ را ده سرشت است:
پنج سرشت از بهشت و پنج سرشت از زمين» و حضرت بهشتها و زمين را هر دو بيان فرمود كه كداماند.
بعد از آن فرمود كه: «هيچ پيغمبر و فرشتهاى نيست كه خدا او را بعد از پيغمبر جَبْل فرمود، مگر آنكه از اين دو روح را در او دميده و پيغمبر را از يكى از اين دو سرشت قرار داده».