تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٧
كه خدا به جهت شتاب بندگان شتاب نمىكند، و اراده مكن كه بر اراده خدا پيشى بگيرى كه بليه تو را عاجز مىكند، و مىاندازد و هلاك مىسازد».
راوى مىگويد كه: زيد در نزد اين سخن، به خشم آمد و گفت كه: امام از ما، آن نيست كه در خانه خود نشيند و پرده بر خويش بياويزد، و مردم را از جهاد باز دارد، وليكن امام از ما، كسى است كه اطراف و جوانب خود را از دشمن منع كند (كه دست بردى نكنند) و در راه خدا جهاد كند، چنانچه حقّ جهاد اوست. و دفع كند از رعيّت خود، و منع نمايد از حريم خود (و حريم هر كسى، آن چيزى است كه محافظتش بر او واجب باشد و نگذارد كه هتك حرمت آن شود).
امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «اى برادر من، آيا از نفس خود مىشناسى چيزى را از آنچه نفس خويش را به آن نسبت دادى، و مىتوانى كه بر آن شاهدى بياورى از كتاب خدا، يا حجتى از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله، يا به آن مثلى را بيان كنى؟ زيرا كه خداى عزّوجلّ چيزى چند را حلال نموده، و چيزى چند را حرام فرموده، و چيزى چند را واجب گردانيده، و مثلها را بيان كرده، و طريقهاى چند را قرار داده، و امامى را كه به امر او قيام مىنمايد، در شبهه قرار نداده در آنچه براى او واجب ساخته؛ از طاعت تا سبقت گيرد او را در امرى پيش از محل آن، يا در آن مجاهده نمايد پيش از حلول آن، و حال آنكه خداى عزّوجلّ در باب شكارى فرموده:
[وَ] «لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»[١] (و در قرآن واو پيش از «لا تَقْتُلُوا» نيست؛ بلكه چنين است كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»[٢])، يعنى: اى كسانى كه ايمان آوردهايد مكشيد شكارى را و حال آنكه شما احرام برندگان باشيد به حج يا عمره».
حضرت فرمود كه: «آيا كشتن شكارى بزرگتر است، يا كشتن تنى كه خدا حرام گردانيده؟
و براى هر چيزى محلى قرار داده و خداى عزّوجلّ فرموده: «وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا»، يعنى:
«و چون از احرام بيرون آييد، و حلائل شويد، پس شكار كنيد». و باز خداى عزّوجلّ فرموده:
«لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ»[٣]، يعنى: «حلال مداريد و حرمت مشكنيد نشانههاى خدا را، و حلال مكنيد ماه حرام را» (به قتال و غارت در آن. و خدا ماهها را شماره معلومى قرار داده، پس چهار ماه از آن را حرام گردانيده، و فرموده: «فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ
[١]. مائده، ٩٥.
[٢]. در نسخه موجود در نزد مترجم- رحمه اللَّه- چنين بوده و از اينرو، وى متعرض آن شده است.
[٣]. مائده، ٢.