تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٤٣
١٤٣٠/ ١٠. محمد بن يحيى روايت كرده است از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از عبدالصّمد بن بشير، از حكيم- مؤذّن ابن عيسى- (و در رجال، مؤذّن بنى عيس است) كه گفت: سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از قول خداى تعالى «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى»[١] حضرت صادق عليه السلام اشاره كرد به آرنجهاى خويش كه بر زانوهاى مباركش گذاشته بود و به دست خود اشاره نمود و فرمود: «به خدا سوگند كه آن، بهره و مالى است كه روز به روز عايد مىشود، مگر آنكه پدرم شيعيان خود را در حلّ قرار داد و ايشان را حلال كرد تا پاك و پاكيزه باشند».
١٤٣١/ ١١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از حسين بن عثمان، از سَماعه روايت كرده است كه گفت: امام موسى كاظم عليه السلام سؤال كردم از خمس كه در چه چيز مىباشد؟
فرمود: «در هر چه به مردم رسد و عايد ايشان شود؛ خواه كم باشد و خواه بسيار».
١٤٣٢/ ١٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن عيسى بن يزيد كه گفت: نوشتم كه: فداى تو گردم، مرا تعليم مىدهى كه فايدهاى كه خمس در آن واجب است، چه چيز است و اندازه آن چيست؟ خدا تو را باقى بدارد، آيا صلاح تو هست كه بر من به بيان آن منّت گذارى؟ تا آنكه بر حرام نمانده باشم در حالى كه نماز و روزه من درست نباشد. در جواب نوشت كه: «فايده از هر چيزى است كه به تو رسد و عايد گردد در باب تجارت و خريد و فروش از سود و انتفاع آن و در كشت كردن و كسب كردن بعد از وضع آنچه ادا كردن آن واجب باشد، يا جايزه» (يعنى: صله و بخشش كه به اين كس رسد).
١٤٣٣/ ١٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابن ابى نصر كه گفت: به امام محمد تقى عليه السلام نوشتم كه: خمس را پيش از مؤونت و اخراجات بيرون كنم، يا بعد از مؤونت؟ در جواب نوشت كه: «بعد از مؤونت».
١٤٣٤/ ١٤. احمد بن محمد، از على بن حَكم، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر چيزى كه بر آن جنگ و كارزار واقع شده باشد، با گواهى دادن به اينكه خدايى نيست، مگر خدا كه جامع جميع صفات كمال است و به اينكه محمد رسول و فرستاده خداست، البتّه خمس آن از براى ما است و از براى كسى
[١]. انفال، ٤١.