تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١١
امام، چون نگاه به مردى كند، او را شناسد، و رنگ او (يعنى: صفاتى كه در اوست) همه را بداند و اگر سخن او را از پشت ديوارى بشنود، او را بشناسد و حقيقت او را بداند كه چيست (يعنى:
بداند كه مؤمن است، يا منافق).
به درستى كه خدا مىفرمايد: «وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ»[١]، يعنى: «و از نشانههاى خدا و قدرت او آفريدن آسمانها و زمين و مختلف بودن زبانها و لغات شما (به عربى و فارسى و تركى و هندى و مانند اينها)، مختلف بودن رنگهاى شما است (به سرخى و سفيدى و زردى و سياهى و امثال اينها) به درستى كه در اينكه مذكور شد، هر آينه نشانهها است از براى عالميان» (و آنكه به كسر لام عالِمين خوانده، بنا بر قرائت او، معنى اين مىشود كه: نشانهها است از براى اهل علم كه در آن نظر مىكنند و به غور و كنه حقيقت آن مىرسند. و استشهاد به اين آيه، بنابر قرائت اخير است؛ زيرا كه آن حضرت بعد از ذكر آيه، فرموده كه) و ايشان علمايند؛ يعنى: ائمّه عليه السلام-. پس، امام چيزى را نمىشنود از هر امرى كه باشد (يا از فرمايندهاى كه به آن سخن گويد)، مگر اينكه او را بشناسد كه نجات مىيابد، يا هلاك مىشود. پس براى همين ايشان را جواب مىدهد به چيزى كه ايشان را جواب مىدهد».
[١]. روم، ٢٢.