تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٢٥
چيزى را كه آفريد، محمد و عترت او را كه راهنمايندگان و راهيافتگانند، آفريد. پس ايشان اشباح نور بودند در نزد خدا».
عرض كردم كه: اشباح چيست؟ فرمود: «سايه نور، يعنى: بدنهاى نورانى بىروح. و آن حضرت به يك روح مؤيّد بود كه خدا او را به آن روح تقويت فرموده بود و آن، روح القدس بود كه آن حضرت و عترتش به آن، خدا را مىپرستيدند و از براى همين، ايشان را بردباران و دانايان و نيكوكاران و برگزيدگان آفريد كه خدا را پرستش مىكنند به نماز و روزه و سجود و تسبيح و تهليل و نمازهاى واجبى، و سنّتى را مىگذارند و حجّ مىكنند و روزه مىگيرند».
١٢٠٢/ ١١. على بن محمد و غير او، از سهل بن زياد، از محمد بن وليد- يعنى: شباب صيرفى- از مالك بن اسماعيل نَهْدى، از عبدالسّلام بن حارث، از سالم بن ابى حفصه عِجلى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: «سه چيز در رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در كسى غير از آن حضرت نبود: يكى آنكه آن حضرت را سايه نبود، و ديگر آنكه در راهى نمىگذشت كه كسى بعد از دو روز يا سه روز در آن بگذرد، مگر آنكه معلوم مىشد كه آن حضرت در آن راه گذشته به جهت بوى خوشى كه داشت، و سيم آنكه به هيچ سنگ و درختى نمىگذشت، مگر آنكه براى او سجده مىكردند و تعظيم مىنمودند».
١٢٠٣/ ١٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از احمد بن محمد بن ابىنصر، از حمّاد بن عثمان، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون رسول خدا را به معراج بردند، جبرئيل آن حضرت را به جايى رسانيد و او را واگذاشت. پيغمبر فرمود كه: اى جبرئيل، مرا بر اين حال وا مىگذارى؟ جبرئيل عرض كرد كه: برو، پس به خدا سوگند، كه به جايى پا گذاشتى كه هيچ انسانى در آن پا نگذاشته و هيچ بشرى پيش از تو در آن راه نرفته».
١٢٠٤/ ١٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از قاسم بن محمد جوهرى، از على بن ابىحمزه كه گفت: ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كرد و من حاضر بودم و عرض كرد كه: فداى تو گردم، چند مرتبه رسول خدا صلى الله عليه و آله را به معراج بردند؟ فرمود: «دو مرتبه. و جبرئيل عليه السلام آن حضرت را در جايى باز داشت و به او عرض كرد كه: يا محمد، به جاى خود باش كه در جايى ايستادهاى كه هرگز هيچ فرشتهاى و هيچ پيغمبرى در آن نايستاده. به درستى كه پروردگار تو در كار رحمت فرستادن است (و احتمال اينكه نماز مىكند، يا دعا مىخواند، اگر چه بر سبيل مجاز باشد، با وجود قرينه بيان