تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦٩
و فرشتگان و حاملان عرش او و بزرگان از ايشان كه اعمال را مىنويسند، بر ايشان صلوات فرستند. و امام جعفر صادق عليه السلام را به خوشترين آن مخصوص سازيد. و خدا از جانب من، موسى بن جعفر را جزاى خير دهد. و به خدا سوگند، كه من بعد از خدا غلام و دوستدار ايشانم.
٩٣٩/ ١٨. و به همين اسناد، از عبداللَّه بن جعفر بن ابراهيم جعفرى روايت كرده است كه گفت: حديث كرد ما را عبداللَّه بن مفضّل- مولاى عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب- و گفت:
چون حسين بن على كشته شد در فخّ (و آن، رودخانهاى است در مكه معظمه) خروج كرد و بر مدينه مستولى شد، و آن را در حيطه تصرف خود در آورد. موسى بن جعفر را به سوى بيعت دعوت نمود. پس آن حضرت به نزد او آمد و فرمود كه: «اى پسر عمو، مرا تكليف مكن آنچه را كه پسر عموى تو- يعنى: محمد بن عبداللَّه بن حسن- عمويت امام جعفر صادق عليه السلام را تكليف كرد، تا باعث اين شود كه از من بروز كند آنچه بروز آن را نمىخواهم؛ چنانچه از حضرت صادق عليه السلام آنچه بروز آن را نمىخواست، بروز كرد» (يعنى: او را خبر داد به آنكه كشته خواهد شد و به چه محو كشته مىشود، و كى او را مىكشد و اگر مرا تكليف كنى و اصرار نمايى، من نيز آنچه مىدانم خواهم گفت).
حسين به خدمت آن حضرت عرض كرد كه: جز اين نيست كه من امرى را بر تو عرض كردم، پس اگر آن را خواسته باشى در آن داخل مىشوى، و اگرآن را ناخوش داشته باشى، تو را بر آن نمىدارم، و خداست كه از او يارى مىجويم. بعد از آن، آن حضرت را وداع نمود و در هنگامى كه حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر عليهما السلام را وداع نمود، حضرت به او فرمود كه:
«اى پسر عمو، به درستى كه تو كشته خواهى شد. پس نيكو جنگ كن كه اين گروه فاسقى چنداند كه اظهار ايمان مىكنند و شرك را پنهان مىدارند. و انّا للَّهو انّا اليه راجعون. من مزد مصيبت شما گروه خويشان را از خدا مىطلبم».
پس حسين بيرون رفت و از امر او اتفاق افتاد، آنچه اتفاق افتاد كه همه كشته شدند چنانچه آن حضرت فرموده بود.
٩٤٠/ ١٩. و به همين اسناد، از عبداللَّه بن ابراهيم جعفرى روايت است كه گفت: يحيى بن عبداللَّه بن حسن به حضرت موسى بن جعفر عليه السلام نوشت كه: اما بعد، به درستى كه من نفس خود را وصيت مىكنم به پرهيز كردن از خدا، و ترسيدن از عذاب او، و تو را به آن وصيت