تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٢٥
صرف شود».
١٤٢٠/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از ابن بُكير روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «من يك درم از شما مىگيرم. و به درستى كه مال من از همه اهل مدينه بيشتر است و به اين امر چيزى را اراده ندارم، مگر آنكه مىخواهم كه شما پاك و پاكيزه شويد».
١٣٠. باب در بيان فىء و انفال و تفسير خمس و حدود آن و آنچه خمس در آن واجب است
فىء به فتح فاء و سكون يا، مالى است كه از كافر به مسلمان رسيده باشد، يعنى: غنيمت. و انفال جمع نفل است و نفل به فتح نون و فا نيز غنيمتى است كه از كفّار گيرند. و به سكون فا، بخشش غير واجب است. و مراد از انفال در اينجا، چيزى است كه در دار الحرب به دست آيد، بدون جنگ و غير آن از آنچه مذكور خواهد شد.
و كلينى رضى الله عنه خود مىفرمايد: به درستى كه خداى تبارك و تعالى همه دنيا را سر تا سر آن از براى خليفه و جانشين خود قرار داده در آنجا كه به فرشتگان مىفرمايد كه: «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[١]. پس دنيا به تمام بها از براى آدم بود و بعد از آدم، به نيكان از فرزندان و جانشينان او منتقل شد. پس آنچه دشمنان ايشان بر آن غالب شدهاند و به تصرّف خود گرفتهاند، بعد از آنكه به جنگ يا غلبه به سوى ايشان بر گردد، آن را فىء ناميدهاند و فىء، آن است كه به جنگ و غالب شدن به سوى ايشان بر گردد و حكم خدا در باب فىء آن چيزى است كه خدا فرموده است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ»[٢] پس آن از براى خداست و از براى رسول او و از براى خويش رسول. پس اينك همان فىء است كه برگشته است و جز اين نيست كه برگردند.
چيزى است كه در دست خلفاى خدا باشد و به شمشير از ايشان گرفته شده باشد و امّا آنچه به سوى ايشان بازگشته، بىآنكه بر تحصيل آن اسبى يا شترى تاخته شود، آن انفال است. و انفال، مال خدا و مال رسول است بخصوص كه هيچكس را در آن شركتى نيستى و جز اين نيست كه شركت در چيزى قرار داد شد كه بر سر آن، جنگ و كارزارى شده بود. پس از براى آنان كه جنگ و كارزار كرده بودند از غنيمتها، چهار حصّه قرار داده شد و از براى
[١]. بقره، ٣١.
[٢]. انفال، ٤١.