تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٩٣
امير المؤمنين عليه السلام فرمود: يا ابا محمد، در پى او برو و بنگر كه كجا مىرود. پس حسن بن على بيرون رفت و فرمود كه: هيچ نشد، مگر آنكه آن مرد پاى خويش را در بيرون مسجد گذاشت، پس نديدم كه كجاى از زمين خدا را پيش گرفت، به سوى امير المؤمنين عليه السلام برگشتم و او را به اين امر اعلام كردم. فرمود كه: يا ابا محمد، آيا او را مىشناسى؟ عرض كردم كه: خدا و رسول او و امير المؤمنين بهتر مىدانند. فرمود كه: او خضر عليه السلام بود».
١٣٨٩/ ٢. و كلينى رضى الله عنه فرموده كه و حديث كرد مرا به مثل اين حديث و مساوى اين (يعنى:
بىزياده و نقصان). محمد بن يحيى، از محمد بن حسن صفّار، از احمد بن ابى عبداللَّه، از ابو هاشم.
و نيز فرموده كه: محمد بن يحيى گفت كه: به محمد بن حسن گفتم كه: اى ابو جعفر دوست مىداشتم كه اين حديث از غير جهت و طريقه احمد بن ابى عبداللَّه وارد شده باشد.
محمد بن يحيى گفت كه: محمد بن حسن گفت كه: احمد ده سال پيش از آنكه حيرت به هم رساند (يعنى: در وجود حضرت صاحب عليه السلام) چنان كه گفتهاند مرا حديث كرد و به اين خبر، خبر داد.
١٣٩٠/ ٣. محمد بن يحيى و محمد بن عبداللَّه، از عبداللَّه بن جعفر، از حسن بن ظريف و على بن محمد، از صالح بن ابى حمّاد، از بكر بن صالح، از عبدالرحمان بن سالم، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: «پدرم به جابر بن عبداللَّه انصارى فرمود كه:
مرا به تو حاجتى است، پس در چه زمان بر تو آسان است كه با تو خلوت كنم و تو را از آن سؤال كنم؟ جابر به پدرم عرض كرد كه: در هر وقتى از اوقات كه خواسته باشى. پس پدرم در بعضى از روزها با جابر خلوت كرد و به او فرمود كه: اى جابر، مرا خبر ده از آن لوحى كه در دست مادرم حضرت فاطمه عليها السلام، دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله، ديدى و آنچه مادرم تو را خبر داد كه در آن لوح نوشته شده. جابر عرض كرد كه: گواهى مىدهم به خدا كه من داخل شدم بر مادرت فاطمه عليها السلام در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله و او را به ولادت حضرت امام حسين عليه السلام تهنيت و مبارك باد گفتم، و در دستهاى آن حضرت لوح سبزى را ديدم و گمان كردم كه آن لوح از زمرّد است و در آن نوشته سفيدى را ديدم مانند رنگ آفتاب. به آن حضرت عرض كردم كه:
پدر و مادرم فداى تو باد اى دختر رسول خدا، اين لوح چيست؟ فرمود كه: اين لوحى است كه خدا آن را به رسم هديه به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاده و در اين لوح است نام پدر من و نام