تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٠٩
ذكر كرد؟ فرمود كه: «عمر، چه گفت؟» يهودى، آن حضرت را خبر داد و عرض كرد كه: اگر تو چنانچه گفت، باشى تو را سؤال مىكنم از چيزى چند و مىخواهم بدانم كه آيا يكى از شما آن را مىداند تا بدانم كه شما در باب ادّعاى خويش كه مىگوييد، بهترين امتّها و داناترين ايشانيد، راستگوييد و با اين امر داخل شوم در دين شما، كه اسلام است. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: «آرى، من چنانم كه عمر از براى تو ذكر كرد، از هر چه خواهى سؤال كن تا تو را به آن خبر دهم. ان شاءاللَّه». عرض كرد: مرا خبر ده از سه مسأله و سه مسأله و يك مسأله. آن حضرت عليه السلام فرمود كه: «اى يهودى، چرا نگفتى كه مرا خبر ده از هفت مسأله؟» يهودى عرض كرد كه: اگر تو مرا از سه مسأله جواب دادى، از باقىمانده سؤال مىكنم، و اگر نه، باز مىايستم و از آن نمىپرسم. و اگر تو مرا در اين هفت مسأله جواب دادى، از همه اهل زمين داناترى و از ايشان فاضلتر و سزاوارترين مردم به ايشان. حضرت فرمود كه: «اى يهودى، از هر چه مىخواهى سؤال كن». عرض كرد: مرا خبر ده از اوّل سنگى كه بر روى زمين گذاشته شد، و از اوّل درختى كه بر روى زمين كِشته شد، و اوّل چشمهاى كه بر روى زمين جوشيد.
امير المؤمنين عليه السلام او را خبر داد، بعد از آن يهودى به حضرت عرض كرد كه: خبر ده مرا از اين امّت كه ايشان را چند امامند كه ايشان را راه راست مىنمايند؟ و خبر ده مرا از پيغمبر شما محمد صلى الله عليه و آله كه منزلش در بهشت در كجاست؟ و خبر ده مرا كه كى با او خواهد بود در آن بهشت؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: «اين امّت را دوازده امامند كه ايشان را راه راست مىنمايند و از ذريّه پيغمبر ايشانند و ايشان، يعنى: يازده امام از ايشان، از نسل مناند. و امّا منزل پيغمبر ما در بهشت، در بهشتى است كه از همه بهشتها بهتر و بلندتر است و آن جنّت عدن است. و امّا كسانى كه با آن حضرت در منزلش مىباشند در آن بهشت، اين دوازده امامند از ذريّه او با مادر ايشان و جدّه ايشان كه مادر مادر ايشان است (يعنى: فاطمه زهرا و خديجه كبرى عليها السلام) و فرزندان ايشان و كسى با ايشان در آن بهشت شركت نمىكند».
١٣٩٦/ ٩. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از ابن محبوب، از ابوالجارود، از امام محمد باقر عليه السلام، از جابر بن عبداللَّه انصارى روايت كرده است كه گفت: بر فاطمه عليها السلام داخل شدم و در پيش روى آن حضرت لوحى بود كه نامهاى اوصياى از فرزندان آن حضرت در آن بود، پس دوازده نام را شمردم كه آخر ايشان قائم عليه السلام بود. سه نام از ايشان محمد و سه نام از ايشان على بود.