تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٩
محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «اين، خير خلائق است». يا فرمود كه: «أخير خلائق است» (و هر دو به معنى بهتر است، مگر آنكه استعمال اخْيَر كم است و اصلى است متروك، مگر بر سبيل ندرت؛ زيرا كه خير اخْيَر بود).
٧٩٧/ ٥. احمد بن محمد از محمد بن خالد، از بعضى از اصحاب ما، از يونس بن يعقوب، از طاهر روايت كرده است كه گفت: در نزد امام محمد باقر عليه السلام بودم كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مىآمد، حضرت فرمود كه: «اين، بهترين خلائق است».
٧٩٨/ ٦. احمد بن مهران، از محمد بن على، از فُضيل بن عثمان از طاهر روايت كرده است كه گفت: در نزد امام محمد باقر عليه السلام نشسته بودم كه امام جعفر صادق عليه السلام مىآمد، امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «اين، بهترين خلائق است».
٧٩٩/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از هِشام بن سالم، از جابر بن يزيد جُعْفى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: از آن حضرت سؤال شد از قائم عليه السلام، پس دست خود را بر امام جعفر صادق عليه السلام زد و فرمود: «به خدا سوگند، كه اينك قائم آل محمد صلى الله عليه و آله است». عَنْبَسه مىگويد كه: چون امام محمد باقر عليه السلام وفات فرمود، بر امام جعفر صادق عليه السلام داخل شدم و آن حضرت را به اين خبر، خبر دادم، فرمود كه: «جابر راست گفته است». بعد از آن، فرمود: «باشد كه شما چنان مپنداريد كه هر امامى، قائم نباشد بعد از امامى كه پيش از او بوده است».
٨٠٠/ ٨. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبدالرحمان، از عبدالأعلى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پدرم عليه السلام آنچه در اينجاست (يعنى: آنچه مختص به امام عليه السلام است)، به من سپرد. پس چون هنگام وفاتش رسيد، فرمود كه: چند شاهد براى من طلب كن. من چهار كس را از قريش براى آن حضرت طلب نمودم و نافع مولاى عبداللَّه پسر عمر در ميان ايشان بود. پس پدرم فرمود كه: بنويس: اين، آن چيزى است كه يعقوب پسران خويش را به آن وصيّت نمود: «يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[١]، يعنى: «اى پسران من، به درستى كه خدا برگزيده براى شما دين اسلام را. پس البتّه بايد كه نميريد مگر در حالى كه شما همه مسلمان باشيد» (يعنى: بر دين اسلام مداومت
[١]. بقره، ١٣٢.