تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٥٩
١٣٥٩/ ٣. على بن محمد، و از چندين نفر از اصحاب قمّيان ما، از محمد بن محمد عامرى، از ابو سعيد غانم هندى روايت كرده است كه گفت: من در شهرى از شهرهاى هند بودم- كه مشهور است به كشمير داخل- (يعنى: كشميرى كه داخل است در زمين هند؛ نه آن كشميرى كه خارج از زمين هند است) و آشنايانى چند داشتم كه همه از طرف دست راست پادشاه بر كرسىها مىنشستند، و ايشان چهل نفر بودند، و همه ايشان كتابهاى چهارگانه را كه عبارت است از: تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم، مىخواندند و ما در ميان مردمان حكم مىكرديم و ايشان را در دينى كه داشتند، دانشمند مىگردانيديم، و در حلال و حرامى كه داشتند، ايشان را فتوا مىداديم و همه مردمان از پادشاه و غير او و آنان كه در مرتبه از او پستتر بودند، به سوى ما پناه مىآوردند، و در مسائل به ما رجوع مىنمودند، پس ذكر رسول خدا صلى الله عليه و آله را جارى كرديم و نامش را مذكور نموديم و گفتيم كه: اين پيغمبر كه در كتابهاى آسمانى مذكور است، امرش بر ما پوشيده شده است، و بر ما واجب است كه او را تفحّص كنيم و نشانه او را طلب نماييم، و رأى ما متّفق شد (و با يكديگر اتّفاق نموديم) بر اينكه من بيرون آيم و پيغمبر و احوال او را از براى ايشان طلب كنم، پس بيرون آمدم و مال بسيارى با من بود و دوازده ماه گشتم تا به كابل نزديك شدم و گروهى از تركان به من برخوردند و مرا مانع شدند و بر من غالب آمدند و مال مرا گرفتند و زخمهاى سختى به من رسيد و كسى مرا به شهر كابل رسانيد و پادشاه كابل چون بر خبر من مطلّع شد، مرا به شهر بلخ فرستاد و در آن وقت، داود بن عبّاس بن ابى اسود، حاكم بلخ بود. پس خبر من به او رسيد و به او گفتند كه: من به عنوان طلب دين از هند بيرون آمدهام و لغت فارسى را آموختهام و با فقها و متكلّمان مباحثه كردهام.
داود بن عبّاس به سوى من فرستاد و مرا در مجلس خود حاضر گردانيد، و فقها را بر سر من جمع كرد و با من گفتوگو كردند. پس من ايشان را اعلام نمودم كه من از شهر خويش بيرون آمدهام از براى طلب كردن اين پيغمبرى كه ذكر او را در كتابها يافتهام. داود به من گفت كه: آن پيغمبر كيست و نامش چيست؟ گفتم: محمد. داود گفت كه: آن پيغمبر ما است كه تو او را مىطلبى. من از فقهاى شرايع دين، آن حضرت را سؤال كردم و ايشان مرا اعلام كردند، پس به ايشان گفتم كه: من مىدانم محمد، پيغمبر است و نمىدانم كه آن همين است كه شما او را وصف مىكنيد، يا نه؟ پس موضع او را به من اعلام كنيد و بگوييد كه در كجا