تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧٥
لنگ فرموده بود و چون به آن قبر رسيد، لبهاى مباركش مكرّر به هم خورد (كه آهسته چيزى خواند). پس پاى خود را به آن قبر زد، بعد از آن، صاحب قبر، از قبر خويش بيرون آمد و به زبان فُرس سخن مىگفت. امير المؤمنين فرمود كه: آيا نمردى در حالى كه تو مردى از عرب بودى؟! عرض كرد: بلى چنين بود، وليكن ما بر طريقه فلان و فلان (يعنى: ...) مُرديم پس زبانهاى ما گشت».
١٢٤٠/ ٨. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد و على بن محمد، از سهل بن زياد هر دو روايت كردهاند، از ابن محبوب، از ابوحمزه، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «چون روح مطهّر امير المؤمنين عليه السلام قبض شد، حضرت حسن بن على عليه السلام در مسجد كوفه بر پا شد و خدا را حمد كرد و بر او ثنا گفت و بر پيغمبر صلى الله عليه و آله صلوات فرستاد. بعد از آن فرمود كه: اى گروه مردمان، در اين شب مردى وفات فرموده كه پيشينيان در عمل خيرى بر او پيشى نگرفتهاند، و پسينيان بر او نمىتوانند رسيد. به درستى كه صاحب رايت و علمدار رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و جبرئيل از جانب راست او و ميكائيل از جانب چپ او بودند. بر نمىگشت تا آنكه خدا از برايش فتح مىكرد. به خدا سوگند، كه هيچ سفيد و سرخ (يعنى: نقره و طلا) را وا نگذاشته، مگر هفتصد درم كه از بخشش او زياد آمده بود و مىخواست كه به آن خدمتكارى از براى زن خويش بخرد.
و به خدا سوگند كه در شبى وفات فرمود كه وصىّ موسى-/ يعنى: يوشع بن نون-/ در آن وفات فرمود، و شبى كه عيسى بن مريم را به آسمان بالا بردند، و شبى كه قرآن در آن فرود آمد».
١٢٤١/ ٩. على بن محمد روايت كرده و آن را مرفوع ساخته و گفته كه امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «چون امير المؤمنين عليه السلام را غسل دادند، از كنار خانه ندايى به ايشان رسيد كه: اگر شما پيش جنازه را بگيريد، عقب آن از شما كفايت مىشود (يعنى: حاجتى نيست كه شما آن را برداريد؛ زيرا كه آن خود بر خواهد خاست و خود به خود مىرود). و اگر شما عقب آن را بگيريد، پيش آن از شما كفايت مىشود».
١٢٤٢/ ١٠. سعد بن عبداللَّه، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن على بن فضّال، از عبداللَّه بن بكير، از بعضى از اصحاب ما، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه شنيد از آن حضرت كه مىفرمود: «چون قبض روح مطهّر امير المؤمنين عليه السلام شد، امام حسن و امام