تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١٧
داخل آن خانه مىشوى، و خيزران، مادر هارون، آن حجره را از خانه محمد بن يوسف بيرون انداخت. پس، آن را مسجد كردند كه مردم در آن نماز مىكنند، و بعد از آنكه آن حضرت به پيغمبرى مبعوث شد، سيزده سال در مكّه ماند، پس به سوى مدينه مهاجرت فرمود، و ده سال در مدينه مكث كرد.
بعد از آن، قبض روح مطهّر آن حضرت عليه السلام شد، در وقتى كه دوازده شب از ماه ربيع الاوّل گذشته بود، و مشهور، بيست و هشتم ماه صفر است (و آنچه كلينى رضى الله عنه در تاريخ ولادت و وفات آن حضرت ذكر فرموده، موافق مذهب اكثر اهل سنّت است). و رحلت در روز دوشنبه بود، و آن حضرت در آن وقت، شصت و سه ساله بود، و پدرش عبداللَّه بن عبدالمطّلب در مدينه وفات كرد در نزد خالوهاى خويش و آن حضرت، پسر دو ماهه بود و مادرش آمنه- بنت وهب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب- وفات كرد و آن حضرت عليه السلام، پسر چهار ساله بود. و جدّش عبدالمطّلب وفات كرد و پيغمبر صلى الله عليه و آله را قريب به هشت سال بود، و خديجه را تزويج كرد و آن حضرت از بيست و سه سال تجاوز فرموده، به سى سال نرسيده بود.
بعد از آن، از براى آن حضرت عليه السلام پيش از آنكه به پيغمبرى مبعوث شود، از خديجه، قاسم و رقيّه و زينب و امّ كلثوم متولّد شدند، و بعد از مبعث طيّب و طاهر و فاطمه عليه السلام از برايش به وجود آمدند.
و نيز روايت شده كه از براى آن حضرت بعد از مبعث، فرزندى غير از فاطمه عليها السلام متولّد نشد، و اينكه طيّب و طاهر پيش از مبعث آن حضرت متولّد شدند (و من مىگويم كه بر كلينى رضى الله عنه و اين، قائل وارد مىآيد كه ابراهيم نيز از اولاد آن حضرت بود، و بعد از مبعث به وجود آمد).
و در هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از شعب ابىطالب بيرون آمد، خديجه وفات فرمود و آن، يك سال پيش از هجرت به مدينه بود. و يك سال بعد از وفات خديجه، ابوطالب وفات فرمود، و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوطالب و خديجه را نيافت، ماندن در مكّه را دشمن داشت، و اندوه سختى بر او داخل شد، و اين مطلب را به جبرئيل عليه السلام شكايت كرد، پس خداى تعالى به سوى او وحى فرمود كه: