تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢١
مىپنداريد كه واگذاشته مىشويد بر اين وجه كه هستيد، و حال آنكه خدا هنوز ندانسته آنان را كه جهاد كرده باشند از شما (يعنى: هنوز جهاد نكردهايد تا خدا مجاهد شما را بداند؛ زيرا كه تا مجاهده به فعل نيايد، علم تعلق به وجود آن نگيرد؛ و اگر چه خدا در ازل به همه معلومات عالم بود، اما علم به وجود چيزى، فرع وجود آن است) و فرا نگرفته باشند از غير خدا و رسول او و مؤمنان دوست نهانى و محرم راز را كه افشاى اسرار با وى كنند».
حضرت فرمود كه: «مقصود خدا از مؤمنان، ائمه عليهم السلام اند كه شيعيان دوستانى نهانى كه محرمان اسرار باشند غير از ايشان فرا نگرفتند».
١١٠٣/ ١٦. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از صَفوان، از ابن مُسكان، از حلبى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها»[١]، يعنى: «و اگر ميل كنند مشركان به سوى سِلم، پس، تو هم ميل كن به سوى آن». و راوى مىگويد كه: به حضرت عرض كردم كه: سِلمْ چيست؟ فرمود كه: «داخل شدن در امر ما».[٢]
١١٠٤/ ١٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از جميل بن صالح، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى: «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ»[٣]، كه آن حضرت فرمود: «اى زراره، آيا اين امت بر ننشستند و مرتكب نگرديدند بعد از پيغمبر خود، طبقى را بعد از طبقى در امر فلان و فلان و فلان». و ترجمه آيه اين است كه «هر آينه برنشينيد و مرتكب شويد (يعنى: اقدام كنيد) و ملاقات نماييد حالى را از پس حالى» (كه مطابق يكديگر باشند در شدّت يا مخالفت. و طَبَقْ در اين حديث، به مذهب و شرك نيز تفسير شده).
١١٠٥/ ١٨. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از حمّاد بن عيسى، از عبداللَّه بن جُندب روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم از امام موسى كاظم عليه السلام از قول خداى عزّوجلّ: «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»[٤]، يعنى: «و هر آينه به حقيقت كه
[١]. انفال، ٦١.
[٢]. و سِلم به كسر سين و فتح آن، با سكون لام، در هر دو، آشتى و آشتى كردن و گردن نهادن و مسلمان شدن است، و در آيه، به هر دو وجه قرائت شده است.( مترجم)
[٣]. انشقاق، ١٩.
[٤]. قصص، ٥١.