تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٥
باشد از جور و ستم. و او را غيبت و حيرتى خواهد بود كه گروهى چند در آن گمراه شوند و ديگران در آن هدايت يابند».
عرض كردم كه: يا امير المؤمنين، آن حيرت و غيبت، چه قدر خواهد بود؟ فرمود: «شش روز يا شش ماه يا شش سال».
عرض كردم كه: اين غيبت، البتّه واقع خواهد شد؟ فرمود: «آرى، چنانچه خلقت او محقّق و يقينى است، غيبتش نيز يقينى است و كجا تو را ميسّر شود كه اين امر را دريابى. و آن گروه كه با او باشند، بهترين اين امّتاند، يا بهترين نيكوكاران از اين عترت».
عرض كردم كه: بعد از آن، چه واقع خواهد شد؟ فرمود كه: «بعد از آن، آنچه خدا خواهد به عمل مىآورد؛ زيرا كه او را تقديراتى است تازه و ارادتى است نو و آن تقديرات و ارادات را غايات و نهاياتى چند است».
٨٩٨/ ٨. على بن ابراهيم، از پدرش، از حنان بن سَدير، از معروف بن خَرّبوذ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «جز اين نيست كه ما چون ستارگان آسمانيم، در هر زمان كه ستارهاى فرو رود، ستاره ديگر برآيد، تا آن وقت كه به انگشتان خود اشاره نماييد و گردنهاى خويش را كج كنيد (كه كنايه است از شهرت و زيادت)، خدا ستاره شما را از شما غايب گرداند. پس پسران عبدالمطّلب با هم برابر شوند، كه شناخته نشوند كه كدام كداماند، و امام، از غير امام معلوم نشود، و چون ستاره شما برآيد، پروردگار خود را ستايش كنيد».
٨٩٩/ ٩. محمد بن يحيى، از جعفر بن محمد، از حسن بن معاويه، از عبداللَّه بن جَبله، از عبداللَّه بن بُكير، از زراره روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «قائم عليه السلام را غيبتى خواهد بود، پيش از آنكه قائم شود». عرض كردم: چرا غائب مىشود؟ فرمود: «زيرا كه مىترسد» و به دست خود به شكمش اشاره فرمود (و مقصود آن حضرت كشته شدن بود، يعنى: مىترسد كه او را بكشند).
٩٠٠/ ١٠. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از ابو ايّوب خرّاز، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «اگر شما را از صاحب اين امر، غيبتى برسد، آن را انكار مكنيد».
٩٠١/ ١١. حسين بن محمد و محمد بن يحيى، از جعفر بن محمد، از حسن بن معاويه، از عبداللَّه بن جَبَله، از ابراهيم بن خلف بن عَبّاد أنماطى، از مفضّل بن عمر روايت كرده است