تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦١
شد و مستحكم گشته).
و محمد بن يحيى، از عَمْركى، از على بن جعفر از امام موسى كاظم عليه السلام مثل اين را روايت كرده است.
١١٦٣/ ٧٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از حَكم بن بهلول، از مردى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى: «وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ»[١]، يعنى: «و هر آينه به حقيقت كه وحى شده است به سوى تو و به سوى كسانى كه پيش از تو بودهاند از پيغمبران، كه هر آينه اگر شرك بياورى (بر سبيل فرض و تقدير) فرو ريزد كردار تو و باطل گردد». كه حضرت فرمود: «يعنى: اگر هر يك از پيغمبران، شريك گرداند غير على عليه السلام را با او در ولايت». «بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ»[٢]، يعنى: «بلكه خدا را پرستش نما و باش از جمله شكركنندگان». و حضرت فرمود: «يعنى: بلكه خدا را عبادت كن به فرمانبردارى و باش از جمله شكرگزاران براى آنكه بازوى تو را سخت كردم به برادر و پسر عمويت».
١١٦٤/ ٧٧. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از احمد بن محمد، از حسن بن محمد هاشمى روايت كرده است كه گفت: حديث كرد مرا پدرم، از احمد بن عيسى و گفت كه:
حديث كرد مرا جعفر بن محمد، از پدرش، از جدش عليهم السلام، در قول خداى عزّوجلّ:
«يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها»[٣]، كه فرمود: «چون اين آيه نازل شد كه: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»[٤]، جماعتى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد مدينه جمع شدند و بعضى از ايشان به بعضى گفتند كه در اين آيه چه مىگوييد؟ بعضى از ايشان گفت كه: اگر به اين آيه كافر شويم و قبول نكنيم، لازم مىآيد كه به ساير آيات كافر شويم، و اگر ايمان آوريم و آن را قبول كنيم، همين خوارى بزرگى است در هنگامى كه پسر ابوطالب بر ما مسلّط شود، و ما در تحت فرمان او باشيم.
بعد از آن گفتند كه: ما مىدانيم كه محمد، راستگو است در هر چه مىگويد، وليكن او را دوست مىداريم و على را اطاعت نمىكنيم، در آنچه ما را امر كند». حضرت فرمود: «پس، اين آيه نازل شد كه: «يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها»»، و فرمود كه: «مقصود از نعمت خدا، ولايت
[١]. زمر، ٦٥.
[٢]. زمر، ٦٦.
[٣]. نحل، ٨٣.
[٤]. مائده، ٥٥.