تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧
باشد كه از عائشه به من رسد، آنچه مردم بدانند از زشتى كردار و عداوت او با خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و دشمنى او با ما اهل بيت عليهم السلام.
و چون قبض روح مطّهر امام حسن عليه السلام شد آن حضرت را بر روى سرير گذاشتند و بردند به مصلّاى رسول خدا صلى الله عليه و آله، كه آن حضرت در آنجا بر مردگان نماز مىكرد، و بر آن حضرت نماز كردند، و چون از نماز بر او فارغ شدند، جنازه را بر داشتند و در مسجد رسول صلى الله عليه و آله در آوردند، و چون آن حضرت را محاذى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله باز داشتند، اين خبر به عائشه رسيد و به او گفتند كه: اينها حسن بن على عليه السلام را آوردهاند تا آنكه او را با رسول خدا صلى الله عليه و آله دفن كنند.
پس عائشه بيرون آمد، در حالتى كه پيش از همه بود و بر استر زيندارى سوار بود- و اوّل زنى كه در اسلام بر زين سوار شد او بود- بعد از آن، ايستاد و گفت كه: پسر خويش را از خانه من دور كنيد؛ زيرا كه جايز نيست كه چيزى در آن دفن شود، و بر رسول خدا صلى الله عليه و آله پرده او را نمىتوان دريد، و هتك حرمت آن حضرت روا نيست.
حضرت حسين بن على عليهما السلام به عائشه فرمود كه: در چندين سال پيش از اين، تو و پدرت، پرده رسول خدا را دريديد و هتك حرمت آن حضرت نموديد. و تو اى عائشه، در خانه آن حضرت كسى را داخل كردى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديكى او را دوست نمىداشت. و به درستى كه خدا تو را از اين سؤال خواهد فرمود.
اى عائشه، برادر من، مرا امر فرمود كه او را به پدرش رسول خدا نزديك گردانم، تا آنكه عهد را با او تازه كند. و بدان كه برادر من، داناترين مردم بود به خدا و رسول او و داناتر بود به تأويل كتاب خدا از اينكه پرده رسول خدا را بر او بدرد؛ زيرا كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ»[١]، يعنى: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد و به خدا و رسول گرويدهايد، در مياييد به خانه و اطاقهاى پيغمبر، مگر اينكه دستور و اذن از براى شما حاصل شود» (كه آن حضرت شما را رخصت دهد).
و تو در خانه رسول خدا مردان را داخل كردى بىرخصت آن حضرت، و خداى عزّوجلّ فرموده كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ»[٢]، يعنى: «اى آنان كه ايمان آوردهايد، بلند مكنيد آوازهاى خود را بالاى آوازهاى پيغمبر» (كه در حضور آن حضرت،
[١]. احزاب، ٥٣.
[٢]. حجرات، ٢.