تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٥٥
مىكند. من گفتم: سبحان اللَّه! چه بسيار كم است مانند تو در اين روزگار كه ما در آنيم. در جواب گفت: به خدا سوگند كه من نيستم، مگر يك خوبى از خوبىهاى مردى كه تو او را در پس پشت خويش وا گذاشته. پس گفتم كه: به من خبر داده شده كه در نزد تو نامى از نامهاى خداى تعالى هست كه به واسطه آن در هر شبانه روزى به بيت المَقْدس مىرسى و به خانه خود بر مىگردى.
آن مرد به من گفت كه: آيا تو بيت المقدس را مىشناسى؟ گفتم كه: من نمىشناسم، مگر بيت المقدسى را كه در شام است. گفت كه: بيت المقدس نيست (يعنى: به طريق اضافه) وليكن آن البيت المقدس است (يعنى: به طريق توصيف. و معنى اين مىشود كه خانه موصوف به تقديس و آن، به معنى تطهير است، يعنى: خانه پاكيزه شده كه خدا آن را پاك و پاكيزه گرداند و آن خانه آل محمد صلى الله عليه و آله است. و در قاموس گفته كه: تقديس، تطهير است و از آن است بيت المَقْدِس، مانند مَجْلِس و معظم و مرادش اين است كه: در مَقْدِس فتح ميم و سكون قاف و كسر دال و ضمّ ميم و فتح قاف و دال مشدّد هر دو جائز است).
راهب مىگويد كه: من به آن صاحب دير گفتم كه: بدان و آگاه باش كه آنچه آن را شنيدهام تا امروز كه در آن هستم، آن است كه آنچه در شام است، بيت المقدس است و غير از آن را نشنيدهام. گفت كه: آنچه در شام است محرابهاى پيغمبران و مسجدى است كه محرابهاى ايشان در آن است، و جز اين نيست كه آن را حظيرة المحاريب مىگفتند (يعنى: محوّطه محرابها) تا آنكه فترت و زمانى كه در ميانه محمد و عيسى-/ صلى اللَّه عليهما-/ آمد و بلا و زحمت به اهل شرك نزديك شد، و سختىها در خانههاى شياطين فرود آمد، پس اين نامها را گردانيدند و بدل نمودند و نقل كردند، و اين معنى قول خداى عزّوجلّ است كه فرموده: «إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ»[١] (و بطن اين قول از براى آل محمد است و ظهر آن مثل است. حاصل مراد آنكه: اين آيه را باطن و ظاهرى هست، و ظاهر آن، ظاهر، و مراد از باطن آن، اين است كه مشركان، اين نام بيت المقدس كه نام خانه آل محمد صلى الله عليه و آله بود، نام مسجدى كردند كه در شام مىباشد). و ترجمه ظاهر آيه اين است كه:
«نيستند اين بتان كه شما آنها را خدايان خود اعتبار كردهايد، مگر اسمى چند، بىمسمّى كه نام نهادهايد آنها را شما و پدران شما. خدا، فرو نفرستاده است به آن و نام نهادن هيچ حجّت
[١]. نجم، ٢٣.