تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٩
فرا گرفته باشد در نزد خداوند مهربان عهد و پيمانى را». و حضرت فرمود: «مگر كسى كه خدا را پرستيده و ديندارى نموده باشد به دوستى امير المؤمنين عليه السلام و ائمه عليهم السلام بعد از آن حضرت، كه همان عهد و پيمان در نزد خداست».
عرض كردم كه چيست معنى قول آن جناب: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»[١]؟ يعنى: «به درستى كه آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيكو و شايسته كردهاند، زود باشد كه قرار دهد براى ايشان خداوند مهربان، دوستى را در دلهاى مردمان» (يعنى: محبت و مودت ايشان را در دلها افكند بى اسباب و وسائط ظاهرى؛ از خويشى و آشنايى، بلكه محض اختراع از جناب احديّت باشد). و حضرت فرمود كه: «دوستى امير المؤمنين عليه السلام، همان دوستى كه خدا فرموده».
راوى مىگويد كه: عرض كردم: «فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا»[٢]؟ يعنى: «پس، جز اين نيست كه آن را آسان گردانيديم به زبان تو تا مژدهدهى پرهيزكاران را و بترسانى به آن گروه، ستيزه كنندگان را». حضرت فرمود: «جز اين نيست كه آن را بر زبان آن حضرت، آسان گردانيد در هنگامى كه امير المؤمنين عليه السلام را به پا داشت كه نشانه هدايت باشد. پس مؤمنان را به او مژده داد و كافران را به او ترسانيد، و آن كافران، آنانند كه خدا ايشان را در كتاب خويش ذكر فرموده، و فرموده كه: «لُدًّا»[٣] (يعنى: گروهى كه سخت باشند در دشمن، و حضرت آن را به كافران تفسير فرموده مىفرمايد:) يعنى: گروه كافران».
راوى مىگويد: و آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى تعالى: «لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ»[٤]، يعنى: «قرآن، فرو فرستاده شد تا بترسانى گروهى را كه ترسانيده نشده بودند پدران ايشان (يا به آنچه ترسانيده شدند، يعنى: مثل آنچه پدران ايشان به آن ترسانيده شدند، و اين صحيحتر است؛ چنانچه بيايد)، پس ايشان بى خبرانند از راه راست» (و بنابر اول، اين جمله متفرع بر نفى انذار و نترسانيدن است، و بنابر وجه دويم، به منزله علت است از براى انذار و ترسانيدن قوم).
و حضرت فرمود: «تا بترسانى آن گروهى را كه تو در ميان ايشانى؛ چنانچه ترسانيده
[١]. مريم، ٩٦.
[٢]. مريم، ٩٧.
[٣]. و لُد، به ضمّ لام و تشديد دال، جمع الدّ به تشديد دال است، و آن، مشتق از لُدَد، به فتح لام و دال است به معنىسخت دشمن شد.( مترجم)
[٤]. يس، ٦.