تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢٣
٩٩٩/ ٥. سهل بن زياد، از على بن مهزيار، از محمد بن اسماعيل بن بزيع روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم او را (يعنى: امام محمد تقى عليه السلام) از چيزى از امر امام و عرض كردم:
مىشود كه امام، پسرى باشد كمتر از هفت ساله؟ فرمود: «آرى و كمتر از پنج ساله نيز مىباشد». و سهل گفت كه: على بن مهزيار مرا به اين حديث، حديث كرد در سال دويست و بيست و يك.
١٠٠٠/ ٦. حسين بن محمد، از خيرانى، از پدرش روايت كرده است كه گفت: در خراسان در پيش روى حضرت امام رضا عليه السلام ايستاده بودم ... تا آخر آنچه در باب اشاره و نص بر امام محمد تقى عليه السلام گذشت.[١]
١٠٠١/ ٧. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از على بن اسباط روايت كرده است كه گفت: امام محمد تقى عليه السلام را ديدم در حالى كه بيرون آمده بود و رو به من مىآمد. پس من به سوى او نيك نظر كردم و شروع كردم كه به سر و پاىهاى او نظر مىكردم تا قامت او را براى اصحاب خويش در مصر وصف كنم. و در بين آنكه من همچنين نگران بودم، نشست و فرمود كه: «اى على، به درستى كه خدا در باب امامت، حجت آورده، به مثل آنچه در باب نبوت به آن حجت آورده، و فرموده كه: «وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»[٢]. و فرموده كه: وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً. (چنين آيهاى در قرآن نيست. بلى، در سوره قصص است كه: «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً»[٣]. و در سوره احقاف است كه: «حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»[٤]. و اين اشتباه از كلينى است يا نويسندگان؛ زيرا كه از محمد بن مسعود عياشى صاحب تفسير، همين حديث را نقل كردهاند كه در تفسير به اسناد خود از على بن اسباط روايت كرده با ذكر آيه، به طريقهاى كه در سوره قصص است. و ترجمه آيه احقاف در احوال حضرت امام حسين- صلوات اللَّه و سلامه عليه- مىآيد. و ترجمه آيه قصص اين است كه: «چون حضرت موسى به غايت قوت و كمال خويش كه چهل سالگى است رسيد (چنانچه از ابن عباس و
[١]. اى آقاى من، اگر حادثه واقع شود، به كى پناه بريم؟ فرمود:« به سوى پسرم ابوجعفر». پس گويا آن سائل ابوجعفر را كم شمرد. حضرت امام رضا عليه السلام فرمود:« به درستى كه خداى تبارك و تعالى عيسى بن مريم را به پيغمبرى فرستاد، و از جانب خدا خبر مىداد، و صاحب شريعت تازهاى بود، در سنى كه كمتر بود از سنّى كه ابوجعفر عليه السلام در آن است».
[٢]. مريم، ١٢.
[٣]. قصص، ١٤.
[٤]. احقاف، ١٥.