تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧١
اصْر ايشان را از ايشان وضع فرمود. و إصر، يعنى: گناه است، و اين گناهِ همه گناهان است (چه، منشأ همه، همين است و چون آمرزيده شود، همه آمرزيده شوند).
پس نسب ايشان را بيان فرموده و فرموده كه: «الَّذِينَ آمَنُوا» (و در قرآن «فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ» است و ضمير، بِهِ، راجع به امام است)، يعنى: ايمان آوردند به امام «وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[١]، يعنى: آنان كه دورى گزيدند ز جبتِ و طاغوت (كه آنها را عبادت كنند). و جبت و طاغوت، فلان و فلان و فلان (...) اند. و عبادت آنها، فرمانبردارى مردم است از براى ايشان.
بعد از آن فرموده كه: «أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ»[٢]. (و اين آيه در سوره زمر است و در صدر آن، واو نيز هست)، و ترجمه آن اين است كه: «و رجوع نماييد (از شرك و سائر معاصى و به جدّ و جهد تمام، متوجه شويد) به سوى پروردگار خويش، و گردن نهيد و انقياد نماييد او را» (در هر چه امر فرمايد به شما). پس جزاى ايشان را بيان فرموده و فرموده كه: «لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ»[٣]». (و اين آيه، در سوره يونس است، و در قرآن وَ فِي الْآخِرَةِ با لفظ فى است) و معنى آن اين است كه: «از براى ايشان (يعنى: مؤمنان پرهيزگار) بشارت و مژدگانى است در زندگانى دنيا و در آخرت».
و حضرت فرمود كه: «امام، ايشان را بشارت مىدهد به قيام قائم و به ظهور آن حضرت، و به كشتن دشمنان ايشان، و به نجات در آخرت، و وارد شدن بر محمد و آل او كه راستگويانند بر لب آب حوض كوثر».
١١٧١/ ٨٤. على بن محمد، از سهل بن زياد، از ابن محبوب، از هِشام بن سالم، از عمّار ساباطى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ* هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ»[٤]، يعنى: «آيا پس، هر كه پيروى نمود خشنودى خدا را، چون كسى است كه بازگشت با خشمى از خدا، آرامگاه او دوزخ است، و بد جاى بازگشتى است دوزخ. ايشان كه پيرو خشنودى خدايند، صاحبان درجهها و پايههاى بلندند در نزد خدا». و حضرت فرمود كه:
«آنان كه خشنودى خدا را پيروى نمودند، ائمهاند، و ايشان، اى عمّار، به خدا سوگند، كه
[١]. اعراف، ١٥٧.
[٢]. زمر، ٥٤.
[٣]. يونس، ٦٤.
[٤]. آل عمران، ١٦٢- ١٦٣.