تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٩
پس رو به سوى امام حسن عليه السلام آورد و فرمود كه: «اى فرزند دلبند من، او را يك ضربت بزن به جاى يك ضربت كه بر من زده، و گناهكار مشو» (يعنى: كارى مكن در اين باب كه موجب گناه باشد؛ چنانچه گذشت). باب در بيان اشاره به سوى حضرت حسين بن على
٧٨١/ ٧. محمد بن يحيى، از على بن حسن، از على بن ابراهيم عقيلى روايت كرده كه آن را مرفوع مىساخت و گفت كه: عقيلى گفت: چون ابن ملجم- عليه اللّعنة- امير المؤمنين عليه السلام را ضربت زد، امير المؤمنين به امام حسن عليه السلام فرمود كه: «اى فرزند عزيز من، چون من بميرم، ابن ملجم را بكش و در كُناسه كوفه از براى او گودالى بكن»- و عقيلى آن موضع را وصف نمود كه جايىبود بر در طاق المحامل كه موضع كبابى وكلّهفروشى وكلّهپزى بود- وحضرت فرمود:
«بعد از آن، آن ملعون را در آن گودال انداز؛ كه آن واديى است از وادىهاى جهنّم».
٦٧. باب در بيان اشاره به سوى حضرت حسين بن على عليهما السلام
٧٨٢/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از بكر بن صالح روايت كرده؛
و كلينى رضى الله عنه مىگويد: و چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از ابن زياد، از محمد بن سليمان ديلمى، از هارون بن جَهم، از محمد بن مسلم كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «چون حضرت حسن بن على عليه السلام را هنگام وفات رسيد، به حضرت امام حسين عليه السلام فرمود كه: اى برادر من، تو را يك وصيّت مىكنم، پس آن را حفظ كن. چون من بميرم، مرا مهيّا ساز (يعنى: غسل ده و كفن و حنوط كن) بعد از آن مرا ببر به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله تا آنكه با آن حضرت عهد را تازه كنم. پس مرا برگردان به سوى مادرم، بعد از آن، مرا برگردان و در قبرستان بقيع دفن كن. و بدان كه زود باشد كه از عائشه به من رسد آنچه خدا و خلق زشتى كردار او (و بنابر بعضى از نسخ، دشمنى او) را بدانند، و بدانند كه با خدا و رسول او، عداوت دارد و با ما اهل بيت دشمنى دارد.
و چون قبض روح مطهّر آن حضرت شد، او را بر روى تختى گذاشتند و بردند به مصلّاى رسول خدا صلى الله عليه و آله، كه آن حضرت در آنجا بر مردگان نماز مىكرد، پس حضرت امام حسين عليه السلام بر او نماز كرد، و جنازه را برداشتند، و داخل مسجد رسول صلى الله عليه و آله كردند، و چون آن حضرت را محاذى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله باز داشتند، جاسوسى به نزد عائشه رفت (و بعضى گفتهاند كه مروان بن حكم- عليهما اللّعنة- بود) پس به او گفت كه: اينها حسن را آوردهاند براى آنكه