تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٥
١١٥٤/ ٦٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل، از حنان، از سالم حنّاط روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم از امام محمد باقر عليه السلام از قول خداى تعالى:
«فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ* فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ»[١]، يعنى: «پس بيرون كرديم (و مراد، آن است كه اراده نموديم كه بيرون كنيم) هر كه را كه در آن ده بود از مؤمنان، پس نيافتيم در آن، غير از اهل يك خانه از مسلمانان»، و حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: «آل محمدند كه غير از ايشان مؤمنى در مدينه باقى نماند».
١١٥٥/ ٦٨. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از اسماعيل بن سهل، از قاسم بن عروه، از ابو السَفاتِج، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى: «فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ»[٢]، كه آن حضرت فرمود كه: «اين آيه، در شأن امير المؤمنين عليه السلام و اصحاب آن حضرت- كه كردند آنچه كردند- نازل شد. امير المؤمنين عليه السلام را مىبينند در جايى كه ايشان را از همه جاىها بيشتر در غبطه اندازد (و آن را از هر جايى بيشتر خواسته باشند، يعنى: در بهترين مكانها)، پس روهاى ايشان ناخوش شود و با ايشان گفته شود كه: اينك آن كسى است كه بوديد پيوسته كه به او خويش را مىخوانديد و آنكه نام او را به خود بستيد، و خود را امير المؤمنين نام كرديد».
و ترجمه آيه اين است كه: «پس آن هنگام كه ببينند او را در حالتى كه نزديك باشد زشت گردانيده شود و تيره و تار گردد روىهاى آنان كه كافر شدند، و گفته شود كه: اين است آنكه بوديد كه به آن خود را مىخوانديد و دعوى مىكرديد».
١١٥٦/ ٦٩. محمد بن يحيى، از سَلَمة بن خطّاب، از على بن حسّان، از عبدالرحمان بن كثير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خدا: «وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ»[٣]، كه ترجمه آن اين است كه: «سوگند به گواهى دهنده و گواهى داده شده». كه آن حضرت فرمود كه: «مراد از اين دو، پيغمبر صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام است».
١١٥٧/ ٧٠. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از احمد بن عمر حلّال روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام از قول خداى تعالى: «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ»[٤]، يعنى: «پس آواز دهد آواز دهندهاى در ميان بهشتيان
[١]. ذاريات، ٣٥- ٣٦.
[٢]. ملك، ٢٨.
[٣]. بروج، ٣.
[٤]. اعراف، ٤٤.