تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١٩
«بيرون رو از اين دهى كه اهل آن ستمكارند كه تو را در مكّه بعد از ابوطالب يار و ياورى نيست»، و آن حضرت عليه السلام [را]، به هجرت به سوى مدينه امر فرمود.
١١٩٢/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از عبداللَّه بن محمد- پسر برادر حمّاد كاتب- از حسين بن عبداللَّه روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: رسول خدا، سيّد و مهتر فرزندان آدم بود؟ فرمود: «به خدا سوگند، كه آن حضرت، مهتر هر كسى بود كه خدا او را آفريد، و خدا، خلقى را نيافريد كه از محمد بهتر باشد».
١١٩٣/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حَجّال، از حمّاد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه ذكر رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان آمد، آن حضرت فرمود كه:
«امير المؤمنين عليه السلام فرمود: خدا، بندهاى را نيافريد كه از محمد صلى الله عليه و آله بهتر باشد».
١١٩٤/ ٣. احمد بن ادريس، از حسين بن عبيداللَّه، از محمد بن عيسى و محمد بن عبداللَّه، از على بن حديد، از مُرازم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
«خداى تبارك و تعالى فرمود كه: يا محمد، من تو را و على را آفريدم، در حالى كه نور و روحى بوديد بى تن، پيش از آنكه آسمانها و زمين و عرش و درياى خود را بيافرينم. پس هميشه مرا تهليل و تمجيد مىنمودى (يعنى: به يگانگى و بزرگى ياد مىكردى. و احتمال دارد كه معنى اين باشد كه: آن روح- يعنى: روح تو و على- مرا تهليل و تمجيد مىنمود).
بعد از آن، روحهاى شما را جمع كردم و آن دو روح را يك روح گردانيدم. پس آن روح، مرا به بزرگى و پاكى و يگانگى ياد مىنمود، بعد از آن، آن را دو بخش كردم و دو روح گردانيدم و هر يك از آن دو روح را دو بخش كردم و هر روحى را دو روح كردم پس چهار روح به هم رسيد: يكى محمد، و يكى على، و حسن و حسين دو تا، بعد از آن فاطمه را آفريد از نورى كه او را ابتدا از آن فرمود، و روحى بود بىبدن، پس دست راست خود را به ما ماليد و نور آن جناب در ما روشن شد».
١١٩٥/ ٤. احمد، از حسين، از محمد بن عبداللَّه، از محمد بن فُضيل، از ابوحمزه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «خدا به سوى محمد صلى الله عليه و آله وحى فرمود كه: يا محمد صلى الله عليه و آله من تو را آفريدم و تو هيچ نبودى و در تو از روح خويش دميدم، به جهت كرامتى از جانب من كه تو را به آن گرامى داشتم، در هنگامى كه براى تو فرمانبردارى