تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٩
اهل آن نباشد، كافر است».
٩٦٣/ ٣. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از عبداللَّه بن عبدالرحمان، از حسين بن مختار روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: فداى تو گردم [مراد اين آيه چيست؟] «وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ». حضرت فرمود كه: «مراد، هر كسى است كه گمان كند كه امام است، و حال آنكه امام نباشد». عرض كردم: و هر چند كه منسوب به فاطمه و على و از فرزندان ايشان باشد؟ فرمود:
«و هر چند كه منسوب به فاطمه و على باشد».
٩٦٤/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از وشّاء، از داود حمّار، از ابن ابى يعفور، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود:
«سه كسند كه خدا در روز قيامت با ايشان سخن نمىگويد (و اين كنايه است از بى التفاتى نسبت به ايشان) و ايشان را پاك نمىسازد از پليدى گناه به آب عفو و غفران (يا ايشان را مدح و ثنا نمىكند) و براى ايشان است عذابى دردناك (يا درد آورنده): كسى كه ادعا كند امامت را از جانب خدا و امامت از براى او نباشد، و كسى كه امامى را كه از جانب خداست انكار كند، و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام بهرهاى هست».
٩٦٥/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن سنان، از يحيى برادر ادَيم، از وليد بن صبيح روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «اين امر را- كه امامت است- غير صاحب آن ادعا نمىكند، مگر آنكه خدا عمر او را كوتاه گرداند».
٩٦٦/ ٦. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن سنان، از طلحة بن زيد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هركه شريك سازد با امامى كه امامتش از جانب خدا باشد كسى را كه امامتش از جانب خدا نيست، به خدا شرك آورده است».
٩٦٧/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل، از منصور بن يونس، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: مردى به من گفت كه: آخر از امامان را بشناس، و تو را زيان نمىرساند آنكه امام اوّل را نشناسى.